
معنا و اقسام تشکیک در وجود
بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود
در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرفالوجود پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاههای مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در اینباره بررسی میکنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار میدهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن میشود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه میتوان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.
معنا و اقسام تشکیک در وجود
8استاد: یکوقت فنا را میبینم، یعنی مثلاً حالتی را در ایشان میبینم که برفرض جهل مرکب است، و برطبق آن حالت خودم اشاره میکنم و میدانم چه بگویم؛ اما یکوقت بنده به حکم عقل خودم میدانم که الآن ایشان فانی است و از فنا هم هیچ چیز نمیدانم ولی همینقدر طبق برهان به من گفتهاند: وقتی که یک شخص به فنا برسد عین ثابت او باقی نمیماند، [حالا] من باید چه اسمی بر این بگذارم؟ این مقدار را میفهمم که الآن زید وجود دارد، منبابمثال اگر او را بردارم و در ترازو بگذارم دارای هفتاد کیلو وزن است و پاره سنگ را میبینم و جلوی چشم من است، آیا میتوانم به او اشاره بکنم یا نه؟ میتوانم اشاره کنم! درحالتیکه به خدا نمیتوان اشاره کرد! وقتی که عین ثابتش ازبین رفته است شما به خدا که نمیتوانید اشاره کنید! [منبابمثال] وقتی که یک قالب یخ را در ظرف دیگ ریختید و آن ظرف دیگ این یخ را تبدیل به ماء کرد شما نمیتوانید بگویید: «هذا ثلجٌ»، بلکه باید بگویید: «هذا ماءٌ». خب اینجا چه کنیم؟! اینجا مسئله مورد اشکال واقع میشود!
لا بشرط مقسمی؛ راه حل اشکال عین ثابت
علامه طباطبائی هم در مطالبشان نسبت به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ میفرمایند: بالأخره این زید چه میشود؟! اشاره به اینجا است که وقتی یک شخص به مقام فناء میرسد آیا میتوانیم به او اشاره کنیم یا نمیتوانیم؟ اگر نتوانیم اشاره کنیم خلاف وجدان است! هذا زیدٌ! زید سرجایش هست و چیزی عوض نشده است! اگر نمیتوانیم اشاره کنیم پس چه بگوییم؟! بنابراین فرض، اشکال به مرحوم آقا وارد است. یعنی اگر عین ثابت را عبارت از تشخّص در وجود و تعیّن در وجود بدانیم، با حفظ تشکیک فلاسفه و با حفظ تعریف اوّلیّۀ عرفا از صرافت در وجود که قائل به وجود بشرط لا در ذات حق هستند، اگر اینطور باشد اشکال علامه وارد است.
