اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود

0
اسفار

در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرف‌الوجود پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌ودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه‌های مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در این‌باره بررسی می‌کنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار می‌دهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن می‌شود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه می‌توان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.

نسخه عربی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

5
  • [یا من‌باب‌مثال] یک سگ را در شوره‌زار می‌اندازید. تا وقتی که این سگ تبدیل به نمک و ملح نشده است، به این اطلاق کلب می‌کنید و می‌گویید: هذا کلبٌ، اما وقتی که این سگ تبدیل به ملح شد و متبدّل به نمک شد دیگر به این نمی‌گویید: هذا کلبٌ بلکه می‌گویید: هذا ملحٌ، چون اوّلاً دیگر سگ نیست و ثانیاً خواصّ کلبیّت را ازدست داده است و خواصّ ملحیّت را به‌خود گرفته است. شما آن سگ را روی خیار نمی‌ریزید ولی این نمک را روی خیار می‌ریزید و میل می‌فرمایید. پس این یک خصوصیت دارد و آن هم یک خصوصیت دارد؛ خصوصیّاتشان با هم تفاوت پیدا می‌کند.

  • تبیین معنای فناء در ذات بنا بر تشکیک در وجود 

  • حالا روی این تعریف مسئلۀ تشکیک در وجود و بنا بر تعریف صرافت در وجود به‌اصطلاح اوّل که وجود را بشرط لا بگیریم و او را از سایر مراتب جدا بدانیم، اشکال در عین ثابت که در اختلاف بین مرحوم آقا و علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ بود، به‌قوّتِ خودش باقی است و به‌هیچ‌وجه قابل برطرف شدن نیست! اگر مرحلۀ فنا را حذف حدود بگیریم، دیگر عین ثابتی باقی نمی‌ماند و آن عین ثابت اگر دوباره بخواهد اِحیاء شود، این خلق جدید است؛ مثل‌اینکه خداوند زید را ازبین برده است و خاکسترش را هم ازبین برده است و بعد حضرت عیسی‌ای می‌آید و از همین خاک یک مشت برمی‌دارد و کمی آب در آن می‌ریزد و با آن گلوله‌ای درست می‌کند و در آن می‌دمد و زید می‌شود، این زید که در اینجا هست، آن زید قبلی نیست بلکه یک خلق جدید است.

  • تلمیذ: یعنی بعد از بقا خلق جدید است.

  • استاد: آن هم خلق جدید است، به‌خاطر اینکه حدود آن ازبین رفته است؛ وقتی که حد ازبین برود یعنی خلق دوباره است.

  • تلمیذ: پس شناسنامه‌اش را باید عوض کرد.

  • استاد: ما به لوازمش ملتزم هستیم و شناسنامه‌اش را هم بایدعوض کنید و دوباره زن بگیرد! این زنی که گرفته تا مقام فنا بوده است، حالاکه خلق جدید شده است عقد جدید هم می‌خواهد!!