
معنا و اقسام تشکیک در وجود
بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود
در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرفالوجود پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاههای مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در اینباره بررسی میکنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار میدهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن میشود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه میتوان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.
معنا و اقسام تشکیک در وجود
19تلمیذ: بنابراین فرمایش شما قضیۀ احادیث معراجیّه چه میشود؟ یعنی این حدود و تعیّنات هیچوقت نابود نمیشود و حتّی در آنجا آن تعیّنات با خدا هم هست.
استاد: احسنت، آن تعیّنات هست و اصلاً «میرسد» معنیٰ ندارد بلکه حقیقت منکشف میشود! شما خیال میکنید پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم که به معراج رفت، یک پله گذاشت و به آسمان دوم و سوم رسید و در آسمان چهارم به حضرت عیسی علیٰ نبینا و آله و علیه السّلام رسید، دوباره راهش را ادامه داد و رفت تا اینکه به خدا رسید، آنجا عین ثابتِ خودش را ازدست داد و در ذات رفت! این که اینطور نیست! خدا که آن بالا نیست که سوراخش کنیم و در آن داخل بشویم! بلکه پیامبر در همانجایی که نشسته بود ادراک او تغییر پیدا کرد.
تلمیذ: آیا وقتی که وجود شدّت پیدا کرد این شدّت نوریّۀ وجود موجب نشده است که در آن حالت، مراتب ضعیف را ادراک نکرده است؟
استاد: امکان ندارد ادراک نکند!
تلمیذ: مثلاینکه وقتی که انسان پول زیادی بهدست میآورد دیگر پول کم بیارزش میشود و توجهی به آن ندارد.
استاد: آن پول جزئی جدای از پول زیاد است اما اینجا فرق میکند.
تلمیذ: مثل مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که در آنجا هیچکس را اصلاً نمیدید.
استاد: آن انصراف است. انصراف یک مسئلۀ دیگری است. ببینید شما دارای مدرَکات ظاهر هستید، بعد یک مدرَکات باطنی پیدا میکنید که آن مدرَکات باطن شما بر مدرَکات ظاهر غلبه دارد؛ این دقیقاً مثل این مطلب میباشد که شما بگویید: من وقتی که مدرکات باطنی پیدا کردم مدرکات ظاهریام ازبین رفت، درصورتیکه آن مدرکات ازبین نرفته است. باز نفس شما احاطه دارد و این مدرکات، فانی در شما است، منتها شما به آنها توجه ندارید. آن یک حرف دیگر است. این هم بهخاطر ضعف وجودی است؛ یعنی چون ما ضعف وجودی داریم وقتی که به مرتبۀ بالاتر میرسیم از مرحلۀ پائینتر انصراف پیدا میکنیم.
