اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود

0
اسفار

در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرف‌الوجود پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌ودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاه‌های مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در این‌باره بررسی می‌کنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار می‌دهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن می‌شود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه می‌توان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.

نسخه عربی

معنا و اقسام تشکیک در وجود

12
  • تحقّق صرف الوجود در همۀ مراتب

  • تلمیذ: حد و لا حدّی با صرافتش نمی‌سازد!

  • استاد: اصلاً من می‌گویم: حتی برداشتنِ حدّ با صرافت نمی‌سازد. شما که می‌خواهید حدّ را بردارید پس معلوم است که صرافت را آوردید و کنار حدّ گذاشته‌اید و می‌گویید: صرافت به این حد تجاوز نمی‌کند و می‌گوید: زورم نمی‌رسد این را سوراخ کنم و داخل شوم. پس من وجود بالصّرافه هستم تا وقتی که به یک وجود متعیّن برسم، حالاکه رسیدم لُنگ می‌اندازم و کاری از دستم برنمی‌آید؛ این حرف با صرافت در وجود نمی‌سازد.

  • تلمیذ: در این‌صورت بقا با فنا یکی می‌شود.

  • استاد: احسنت! پس تمام این مراتب، فقط مراتب ظهور و کشف است اما درحقیقتِ قضیّه و مسئله اصلاً بین فنا و بقا هیچ فرقی نیست! فقط برای سالک کشف از حقیقت خودش می‌شود! تابه‌حال پرده داشته است و حالا برای او کشف می‌شود. البتّه این کشف، تغییر و تبدّلات لازم دارد، صفای نفس لازم دارد، مجاهدات و ریاضات را لازم دارد، نماز شب و دعا و ثنا و نیاز را لازم دارد؛ همۀ اینها برای مقام کشف است. نه‌اینکه عین ثابتی را که در اینجا دارید که عبارت است از زیدیّت شما ازدست بدهید. این‌گونه نیست که مثلاً جناب آقای زید و جناب آقای خالد دوتا عین ثابت دارند که به‌واسطۀ آن عین ثابت به ایشان زید می‌گوییم و به ایشان خالد می‌گوییم، و این دو عین ثابت باقی می‌ماند و باقی می‌ماند تا اینکه به مرحلۀ فنا می‌رسند و وقتی که به مرحلۀ فنا رسیدند هر دو عین ثابتشان را ازدست می‌دهند و فرقی نمی‌کند که به ایشان زید بگوییم و به آن یکی هم زید بگوییم! بلکه این عین ثابتی که هست و الآن هم این عین ثابت را می‌بینیم، همین عین ثابت در فنا هم هست، همین عین ثابت در بقا هم هست، همین عین ثابت قبل از فنا هم هست. پس قبل الفناء موجودٌ و فی الفناء موجودٌ و فی البقاء موجودٌ؛ إلا اینکه این عین ثابت برایش کشف تفصیلی می‌شود به هویّت ذاتیّۀ حضرت حق بعد از ادراک اجمالی. قبل از فنا ادراک اجمالی به خود و به آن هویّت داشت، الآن که به فنا رسید کشف تفصیلی برایش شده است. اما در خود فنا باز هم این زید هست و فرقی نکرده است و همه اشیاء هستند.