
معنا و اقسام تشکیک در وجود
بررسی دیدگاه علامه طهرانی دربارۀ تشکیک در وجود
در این درس به تحلیل دقیق مسئلۀ تشکیک در وجود و نسبت آن با مفهوم صرفالوجود پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتودوّم از سلسله دروس خارج اسفار، دیدگاههای مختلف از جمله نظر علامه طباطبایی، علامه طهرانی، حاج شیخ محمدحسین اصفهانی و سید احمد کربلایی را در اینباره بررسی میکنند. همچنین با تبیین رابطۀ علّیت و تشکیک، مفهوم وحدت شخصی وجود، صرافت وجود، و نسبت آن با تشخّص را مورد بحث قرار میدهند. در ادامه، جایگاه عین ثابت، بساطت و انبساط وجود، و حقیقت عالم عماء در نظام عرفانی نیز روشن میشود. هدف نهایی درس آن است که نشان دهد چگونه میتوان وحدت وجود و سریان حق را بر مبنای تشکیک طولی و در عین حفظ کثرات خارجی تبیین کرد.
معنا و اقسام تشکیک در وجود
11حالا با فرض این قضیّه، این نکته روشن میشود. از یک طرف در صرافت وجود حق شکّی نداریم، وإلاّ امتناع لازم میآید و از طرف دیگر در تحقّق عینی اشیاء خارجی شکّی نداریم. منبابمثال یک شخص عارف وقتی که بخواهد آبگوشت درست کند، بهجای گوشت و نخود و لوبیا، آجر و سمنت و چدن و تیرآهن در دیگ نمیریزد و بگوید: چه فرق میکند؟! همۀ اینها حق است، ما خیال میکنیم، اینها سراب است! ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾،1 بهجای نخود و لوبیا، یک کیلو آهک و دو کیلو سنگ گرانیت و یک مشت شن میریزیم و با هم قاطی کنیم و بهجای آب یک مایع دیگری [مثل] نفت و بنزین میریزیم و شروع به خوردن میکنیم! آیا این میشود غذای عرفان؟! عرفانی که به اینجا برسد چه میشود!
تلمیذ: این غذا را خدا هم نمیتواند بخورد!
استاد: خدا بهتر از چیزهایی که ما میخوریم میخورد. بهقول آقای حلبی که میگفت:
«بعضیها میگویند: امام زمان علیه السّلام در بیابان است! چطور تو در نیاوران کنار نهر آب و زیر درخت زندگی کنی، امام زمان در بیابان زندگی کند! مگر امام زمان سلیقهاش را ازدست داده است؟! او بهتر از جای من و شما زندگی میکند. آیا تو جوجه بخوری و او نخورد؟! آیا تو کباب بخوری و او نخورد؟!»
فرض این دو قضیّه در انضمام بین این دو مطلب، وجود صرافت حق و تحقّق عینی اشیاء خارجی، اگر ایندو را در کنار هم قرار بدهیم نتیجه این میشود که تحقّق اشیاء خارجی در عین تحقّق خودشان و در عین قابلیّتِ اشارۀ حسّیه، در همان آنْ عین حقّاند و لا غیر! و دیگر نیازی ندارد که ما این حد را از او برداریم تا اینکه تبدیل به حق بشود! و نیازی ندارد که ما این حدود ماهوی را از او سلب کنیم تا اینکه وجود بالصّرافه بشود و آن وجود بالصّرافه حقّ متعال بشود! [بلکه] با حفظ حدود و با حفظ قیود درعینحال حقٌّ!
- سوره نور (24) آیه 39. الله شناسی، ج 2، ص 18:
«همچون آبنما و سرابی میباشد که در زمین همواری قرار دارد، بهطوریکه شخص تشنهکام آن را آب گمان مینماید.»
- سوره نور (24) آیه 39. الله شناسی، ج 2، ص 18:
