
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
تحلیل و بررسی دیدگاه علامه طهرانی و علامه طباطبایی
تشکیک در وجود از مباحث مهم فلسفه است؛ به این معنا که مراتب هستی شدّت و ضعف دارند و وجود، یک حقیقت واحد با مراتب گوناگون است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتویکم از سلسله دروس خارج اسفار، با تکیه بر اصل تنزّل وجود از مقام صرافت به مراتب پایینتر، مراتب طولی عالم از لاهوت تا مادّه را توضیح میدهند و با مثالهای حسّی، این مراتب را قابل ادراک معرفی میکنند. همچنین ارتباط علّی و معلولی میان این مراتب و نقش علّت در افاضۀ تعیّن به معلول تحلیل میشود. مفاهیمی چون اضافۀ اشراقیّه، امکان ذاتی، وحدت بالصرافة و صرافت در حق، با تأکید بر دیدگاه عارفان و فلاسفه، مورد بحث قرار میگیرد. استاد در پایان، نسبت دیدگاههای علامه طباطبایی، علامه طهرانی، دربارۀ وحدت وجود و تشخص وجود، نقدی وارد میسازند.
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
3عدم تداخل مراتب ذات در یکدیگر
و با فرض اینکه مراتب دیگری وجود دارد، یعنی مراتب و حدود وجود دارد و آن وجود بالا است، حالا این وجودی که بالا است تا چه اندازه بالا است؟ آیا [منبابمثال] تا حدّ یک بخار است که از دریا تصاعد پیدا میکند و بالا میرود و در یک محدّودۀ از جوّ قرار میگیرد؟ این بخار تا چقدر بالا میرود؟ تا وقتی که ثقلیت او را در یک مرتبۀ از جو قرار میدهد.
یکوقت ما مسافرت رفته بودیم، و وقتی که برمیگشتیم در آنجا مشاهده کردم که اصلاً چهار، پنج مرتبۀ از ابر وجود دارد! یعنی وقتی که ما به بالای سر خود نگاه میکنیم میبینیم که همهاش یک ابر است و تمام سطح آسمان را فقط یک ابر گرفته است اما وقتی که انسان با طیّاره به بالا میرود میبیند که از یک مرتبۀ از ابر عبور کرد و دوباره نگاه میکند میبیند که بالا سرش هم یک مرتبۀ دیگر است، باز این هواپیما اوج میگیرد و بالا میرود تا اینکه میرسد به آن مرتبۀ ابر دیگر، وقتی که بالا میرود میبیند که یک مرتبۀ دیگر از ابر بالای سر او است، دوباره اوج میگیرد [و همینطور این مسئله ادامه دارد اما] در بعضی از اوقات دیگر به مرتبۀ بالاتر نمیرسد. من یادم هست در یک سفر که میآمدیم، با اینکه یک ساعت و خردهای طول کشید ـ حالا یا به آن طیّاره بیشتر از آن مقدار اجازه نمیدادند که بالا برود یا طبعاً [مسئله] همینطور بود ـ اما من دیدم هر مقدار که این طیّاره به بالا رفت بالاتر یک مرتبۀ ابر قرار داشت و این طیّاره اصلاً از آن مرتبه عبور نکرد، یعنی حرکتش را بین آن مرتبه و مرتبۀ پایین ادامه داد تا اینکه به طهران رسید.
بخار و ابر، از هوا که درست نمیشود بلکه از زمین بهطرف بالا میآید، بخار همینطور بالا میآید و بالا میآید [و ابر درست میشود] تا اینکه به یک مرتبه میرسد. بسته به خصوصیّت و ثقل و شرایط جوّیای که دارد، در یک مرتبه توقّف میکند، نه بالاتر میرود و نه پایینتر میآید و در همین حال میماند. این مرتبۀ بالاتر، سعۀ وجودی و مرتبۀ او تاکجاست؟ تا مثلاً فرض کنید چهار کیلومتر یا پنج کیلومتر نسبت به زمین است، آن مرتبۀ ابرِ پایینتر سعۀ مرتبهایِ او تا چهار کیلومتر است، آن ابر دیگر سه کیلومتر است [و همینطور تا پایینتر]، هر کدام از این ابرها نمیتوانند در بقیّه دخالت بکنند، هر کدام از اینها در یک رتبۀ خاصی قرار دارند و اگر بخواهند [در رتبۀ دیگری] دخالت بکنند ماهیّت خودشان را ازدست میدهند؛ یعنی آن ابر دیگر آن ابر نخواهد بود و دارای آن خصوصیّت نخواهد بود.
