
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
تحلیل و بررسی دیدگاه علامه طهرانی و علامه طباطبایی
تشکیک در وجود از مباحث مهم فلسفه است؛ به این معنا که مراتب هستی شدّت و ضعف دارند و وجود، یک حقیقت واحد با مراتب گوناگون است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتویکم از سلسله دروس خارج اسفار، با تکیه بر اصل تنزّل وجود از مقام صرافت به مراتب پایینتر، مراتب طولی عالم از لاهوت تا مادّه را توضیح میدهند و با مثالهای حسّی، این مراتب را قابل ادراک معرفی میکنند. همچنین ارتباط علّی و معلولی میان این مراتب و نقش علّت در افاضۀ تعیّن به معلول تحلیل میشود. مفاهیمی چون اضافۀ اشراقیّه، امکان ذاتی، وحدت بالصرافة و صرافت در حق، با تأکید بر دیدگاه عارفان و فلاسفه، مورد بحث قرار میگیرد. استاد در پایان، نسبت دیدگاههای علامه طباطبایی، علامه طهرانی، دربارۀ وحدت وجود و تشخص وجود، نقدی وارد میسازند.
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
15چرا حضرت عیسی میتواند؟ چون او در مرحلۀ علّت واقع است. حضرت عیسی اولاً این شیشه را به لحم تبدیل میکند و دیگر شیشه نیست، اما الآن اگر گاز بزنید دندان شما میشکند و از دهان شما خون جاری میشود ولی وقتی که به یک جوجه تبدیل شد شما بهراحتی میتوانی آن را بخوری. پس این زجاج را به لحم تبدیل میکند. و ثانیاً: نفس حیوانی در این ایجاد میکند و این راه میافتد و میرود و در حیاط قدقد میکند و گندم میخورد. پس هم از نظر مادّه، مادّه را عوض میکند و دوم اینکه نفس حیوانی در این ایجاد میکند.
چه کسی این کار را میکند؟ علّت! آیا علّت بدون اینکه حدود ماهوی معلول در وجود او باشد میتواند چنین کاری را بکند یا نه؟! نمیتواند این کار را بکند! علّت چهکار میکند؟ علّت آن جنبۀ حیوانی را در این ایجاد میکند. او این جنبۀ حیوانی را از کجا میآورد؟! این حالت، حالت مخفی و مختفی است، حالتی است که در علّت و در نفس علّت قرار دارد که من و شما آن حالت را نمیبینیم، آن حالت در بیرون و در خارج بهصورت تبدیل شدن یک لیوان به یک مرغ، بروز و ظهور پیدا میکند.
پس جنبۀ حیوانیّتی که الآن این مرغ دارد، این جنبۀ حیوانیّت در کجا بود؟ در نفس علّت بود که آمد و به او افاضه کرد. ولی آیا نفس علّت، مرغ است؟! نفس علّت مرغ نیست بلکه حالت نفس دجاجیّت در وجود او هست. این یک مرتبۀ بالایی دارد که آن مرتبۀ بالا مرتبۀ پایین را هم دارد. آن مرتبۀ بالا مرتبهای است که حالات مرتبۀ پایین در وجود او منطوی و مخفی است. اگر ما بخواهیم این قضیّه را بهمنصّۀ بروز و ظهور دربیاوریم، دقیقاً مثل این میباشد که شخصی در اینجا هست و دیگی دارد و مثلاً در این دیگ برنج هست، ـ اگر بخواهیم تشبیه کنیم این تشبیه را میآوریم اگرچه در بعضی از موارد مبعّد است ـ هر شخص بنا بر استعدادی که دارد پیش این شخص میآید و او در دیگ را باز میکند و مقداری از برنج به این شخص میدهد. دیگری میآید و میگوید: من بیشتر میخورم، دوتا از این کاسه برمیدارد و به او میدهد. دیگری میگوید: من بیشتر میخورم، سهتا کاسه میدهد. دیگری میگوید: من کمتر میخورم، یک نعلبکی به او میدهد. این مقداری که در اینجا تعیین شده، مثلاً یک نعلبکی، این یک نعلبکی نیست بلکه این، همۀ غذا است منتها مشخّص شدنش در دست کیست؟ در دست این شخص است و او میآید و این را مشخّص میکند. والاّ یک دیگ است که برای سیصد نفر است و به اندازۀ سیصد نفر قوت در اینجا قرار داده شده که آن را تقسیم میکند.
