
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
تحلیل و بررسی دیدگاه علامه طهرانی و علامه طباطبایی
تشکیک در وجود از مباحث مهم فلسفه است؛ به این معنا که مراتب هستی شدّت و ضعف دارند و وجود، یک حقیقت واحد با مراتب گوناگون است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصتویکم از سلسله دروس خارج اسفار، با تکیه بر اصل تنزّل وجود از مقام صرافت به مراتب پایینتر، مراتب طولی عالم از لاهوت تا مادّه را توضیح میدهند و با مثالهای حسّی، این مراتب را قابل ادراک معرفی میکنند. همچنین ارتباط علّی و معلولی میان این مراتب و نقش علّت در افاضۀ تعیّن به معلول تحلیل میشود. مفاهیمی چون اضافۀ اشراقیّه، امکان ذاتی، وحدت بالصرافة و صرافت در حق، با تأکید بر دیدگاه عارفان و فلاسفه، مورد بحث قرار میگیرد. استاد در پایان، نسبت دیدگاههای علامه طباطبایی، علامه طهرانی، دربارۀ وحدت وجود و تشخص وجود، نقدی وارد میسازند.
سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود
14پس تعیّن و وجودی را که این وجود، معلول وجود علّت است و خود قائلین به تشکیک معترف به این هستند و نمیتوانند این را انکار بکنند، در عین اینکه علّت، وجود را به مرتبۀ پایین میدهد، حدود آن وجود را هم خود علّت باید بدهد؛ والاّ [معلول] که عُرضه ندارد خودش را بهشکل پلنگ و شیر دربیاورد، آنکه [معلول] که عرضه ندارد خودش را بهشکل نبات و حیوان و انسان دربیاورد. اگر عرضه داشت خب در همان مرحلۀ علّت این کار را میکرد نهاینکه بیاید در مرحلۀ معلول و این کار را انجام بدهد. و هیچ ممکن بالذّاتی عرضۀ این را ندارد که واجب بالغیر بشود إلا اینکه از ناحیۀ غیر باشد. یعنی اگر این ممکن بالذات بخواهد به واجب تبدیل بشود و واجب به وجود و وجود به موجود تبدیل شود که عبارت است از همان شیر و پلنگ، اگر این [ممکن بالذات] بخواهد به موجود تبدیل بشود باید بالغیری بیاید تا اینکه این را تبدیل به آن بکند؛ والاّ خودش که تبدیل نمیشود! [منبابمثال] شما به این شیشهای که الآن در دست من است مدام بگو: به گربه تبدیل بشو، میگوید: من گربه نمیشوم چون من شیشهام. بگو: تو را به خدا تبدیل بشو! شما قدرتش داری و خودت نمیدانی و خودت نمیفهمی! میگوید: نه، ندارم! بگو: تو را به بابات، تو را به مادرت، تو را به هر کسی که دوستداری، تو را به بچههایت قسم میدهم که به یک گربه تبدیل بشو، به یک جوجه تبدیل بشو! میگوید: من نمیتوانم! وقتی که دیدیم نمیتواند، یعنی اظهار عجز ذاتی کرد که ما از آن تعبیر به امکان ذاتی میآوریم، وقتی که اظهار عجز ذاتی کرد، آنموقع یک نفر میآید و یک اراده در این شیشه میکند و همین شیشه را به جوجه تبدیل میکند. چه کسی میتواند؟ مثل حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السّلام.1
اضافه اشراقیه و حقیقت علیّت
- سوره مائده(5) آیه110:
﴿إِذۡ قَالَ ٱللَهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱذۡكُرۡ نِعۡمَتِي عَلَيۡكَ وَعَلَىٰ وَٰلِدَتِكَ إِذۡ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِ تُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ وَكَهۡلٗا وَإِذۡ عَلَّمۡتُكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي وَتُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ بِإِذۡنِي وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِي وَإِذۡ كَفَفۡتُ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَنكَ إِذۡ جِئۡتَهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾.
معاد شناسی، ج 5، ص 307:
«در روزی که خداوند فرستادگان از طرف خود را جمع میکند، به حضرت عیسی میفرماید: ”ای عیسی، یاد بیاور نعمتهایی را که من بر تو و بر مادرت دادم! در آن زمانی که تو را به روحالقُدس مؤید گردانیدم در وقتی که طفلی در گاهواره بودی، و در زمان کهولت، با مردم سخن میگفتی! و در آن زمانی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل را تعلیم نمودم! و در آن زمانی که تو از گِل مثل صورت پرندهای میساختی به اذن من، و پس از آن در او میدمیدی و بدین جهت آن گِل دمیده شده به اذن من به صورت پرندهای به پرواز در میآمد! و کور مادرزادی که چشمهای او به کلّی محو بود و کسی را که به مرض پیس مبتلا بود، به اذن من شفا میدادی! و در آن زمانی که مردگان را به اذن من از میان قبورشان زنده مینمودی و خارج میکردی! و در آن زمانی که برای بنیاسرائیل از آیات و بینات آوردی و آنان قصد سوء نسبت به تو داشتند، من آنها را از گزند رسانیدن به تو باز داشتم! و بعد از این آیات و معجزاتی که بهدست تو جاری شد، مردمی که ایمان نیاوردند و به تو کافر شدند گفتند: این کارها غیر از سحر آشکاری، چیز دیگری نیست“.»
- سوره مائده(5) آیه110:
