اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود

تحلیل و بررسی دیدگاه علامه طهرانی و علامه طباطبایی

0
اسفار

تشکیک در وجود از مباحث مهم فلسفه است؛ به این معنا که مراتب هستی شدّت و ضعف دارند و وجود، یک حقیقت واحد با مراتب گوناگون است. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه شصت‌ویکم از سلسله دروس خارج اسفار، با تکیه بر اصل تنزّل وجود از مقام صرافت به مراتب پایین‌تر، مراتب طولی عالم از لاهوت تا مادّه را توضیح می‌دهند و با مثال‌های حسّی، این مراتب را قابل ادراک معرفی می‌کنند. همچنین ارتباط علّی و معلولی میان این مراتب و نقش علّت در افاضۀ تعیّن به معلول تحلیل می‌شود. مفاهیمی چون اضافۀ اشراقیّه، امکان ذاتی، وحدت بالصرافة و صرافت در حق، با تأکید بر دیدگاه عارفان و فلاسفه، مورد بحث قرار می‌گیرد. استاد در پایان، نسبت دیدگاه‌های علامه طباطبایی، علامه طهرانی، دربارۀ وحدت وجود و تشخص وجود، نقدی وارد می‌سازند.

نسخه عربی

سازگاری تعیّن در وجود با صرافت در وجود

13
  • ما همان‌طور که در عالم مادّه درعرض هم لطافت و ثقالت را احساس می‌کنیم، در خود مراتب طولی هم این را احساس می‌کنیم؛ مادّه ثقیل است و بالنسبة به او مثال لطیف است و بالنسبة به مثال، روح لطیف است و.... اینها مراتبی است که ما این مراتب را وجدان می‌کنیم. ما که نمی‌توانیم چشممان را ببندیم! قدرتی که مادّه دارد، میلیاردها برابر آن قدرتِ مادّه را مثال دارد! [من‌باب‌مثال] شما با همین بدن مادی هرچه هم دونده باشید، اگر مثل آهو هم بدوید مگر چقدر مسافت را طیّ می‌کنید؟! در یک ساعت اگر خیلی طیّ مسافت بکنید صد کیلومتر است! اما شما در عرض چند دقیقه‌ای که البتّه حالا ما اسمش را دقیقه می‌گذاریم، در عالم خواب چند دفعه دور کرۀ زمین را با بدن مثالی‌تان می‌گردید! آیا در خواب ندیدید که از طهران به کربلا و مکّه و... می‌روید و برمی‌گردید، و بعد که بیدار می‌شوید می‌بینید که یک دقیقه خوابیدید؟! اگر شما بخواهید این مسافت را با همین بدن که راه می‌روید ـ نه‌اینکه طور دیگری ـ طی کنید چهارصد سال طول می‌کشد! همین مسافتی که در یک دقیقه در خواب طی کردید! اینها قدرت مثالی است. قدرت بدن مثالی میلیاردها برابر بیش از بدن مادی است! همین‌طور قدرت روح و نفسی که مافوق مثال است، اصلاً قابل مقایسه با بدن مثالی نیست! و هلمّ جرّا تا اینکه به تجرّد محضه برسیم. پس ما مراتب تشکیک در وجود را بالوجدان احساس می‌کنیم، آن‌وقت چطور ممکن است که اصل و ریشۀ قضیۀ تشکیک در وجود را بزنیم؟!

  • عدم انفکاک وجود معلول از وجود علّت

  • بله، در مسئلۀ تشکیک در وجود اگر ما هر مرتبه را از مرتبۀ دیگر جدا بدانیم این اشکال مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ وارد است، اما اگر ما گفتیم که سلسلۀ مراتب تشکیک در وجود، سلسلۀ علل و معلولات است و در سلسلۀ علل و معلولات، اصلاً علّت مافوق تمام مراتب مادون را دارد، نه‌اینکه از او جدا می‌شود، [این علّت مافوق] همان است که [در مرتبۀ] پایین [هم هست] و همان است که الآن این خصوصیّت را دارد. مگر غیر از این است که تعیّنی که در معلول پیدا شده، به اراده و مشیّت علّت است؟! چگونه ممکن است که علّت، آن چیزی را که در خودش نیست افاضه کند و به‌عنوان معلول ایجاد بکند؟! این چطور امکان دارد؟! چگونه امکان دارد که علّت، جنبۀ حیوانیّت را در این جسم افاضه کند و به‌وجود بیاورد بدون اینکه این قضیۀ حیوانیّت در خود او هم باشد؟! این چگونه ممکن است؟! یعنی فرض کنید که علّت این‌طور است که یک پف می‌کند و دیگر هر چیزی در این وسط خودش درست شد! حیوانیّت گرفت یاعلی مدد! انسانیّت گرفت [درست می‌شود!] این معلول هر چیزی که به چنگش آمد درست می‌شود و این علّت دیگر کاری ندارد و می‌گوید: ما پف را کردیم و فوت کاسه‌گری و کوزه‌گری را کردیم، دیگر حالا یکی شجر می‌شود به ما ربطی ندارد، آن یکی حجر می‌شود به ما مربوط نیست، آن یکی نبات می‌شود، آن یکی حیوان می‌شود، آن یکی خرس می‌شود، آن یکی پلنگ می‌شود دیگر به ما هیچ ربطی ندارد! من نه پلنگ و نه خرس و نه روباه و نه مار و نه افعی هستم، هرچه در عالم اتفاق افتاد به من ربطی ندارد! من فقط پف می‌کنم حالا دیگر هرچه خواست درست بشود! این قضیّه که اصلاً یضحک به الثکلی است!