اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

تبیین عرفانی وجود حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله

0
اسفار

در این درس به بررسی وجود مطلق و مراتب آن پرداخته می‌شود. وجود مطلق حقیقتی ساده و عاری از هر قید است که در مراتب پایین‌تر به صورت مصادیق مختلف ظهور پیدا می‌کند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، بیان می‌دارند که مفهوم عالم عماء نشان‌دهندۀ مرتبه‌ای است که وجود مطلق به شکل نور خالص بدون مظهر ظاهر می‌شود. مرحوم استاد در این درس جایگاه مرتبۀ «هو هویّت» را توضیح می‌دهند که بالاترین وحدت وجود است و نزول وجود مطلق به عالم تعیّن با حضور پیامبر اکرم به عنوان اولین فیض بررسی می‌شود. همچنین تفاوت میان نور و ظل و ارتباط وحدت و کثرت در مراتب وجود بیان می‌شود. در نهایت این درس ساختار کلی وجود مطلق و نقش آن در عرفان و فلسفه اسلامی را روشن می‌شود.

نسخه عربی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

3
  • مسلک اول عرفاء دربارۀ رابطۀ مبدأ وجود با مصادیق

  • بناءًعلیٰ‌هذا، آنچه در اینجا به‌دست می‌آوریم دو مرتبه است: یک مرتبۀ مصداق و یک مرتبۀ کلّیت و سعه. در مرتبۀ مصداق، مصادیق با یکدیگر اختلاف ماهوی دارند. در تعریفی که ما برای اسم می‌آوریم، اختلاف ماهوی با تعریف فعل لحاظ می‌شود. در تعریف فعل، اختلاف ماهوی با تعریف حرف لحاظ می‌شود. پس خود اقسام، اختلاف ماهوی با یکدیگر دارند. اما آیا این اقسام، اختلاف ماهوی با مقسم هم دارند؟ یعنی آیا این اسم از نظر ماهیت، اختلافی با آن دارد به‌نحوی که نتوان بین این و آن را جمع کرد؟ همان‌طور که نمی‌توان بین اسم و بین فعل جمع نمود و به هیچ‌وجه من الوجوه بین اسم و فعل و حرف قابل جمع نیست، آیا به این کیفیّت، این مصادیق وجود که اختلاف ماهوی با یکدیگر دارند، مثلاً بین انسان و شجر اختلاف ماهوی وجود دارد، بین شجر و حجر اختلاف ماهوی وجود دارد، بین مادّه و مجردات اختلاف ماهوی وجود دارد، آیا این اختلاف ماهوی بین مصادیق، موجب می‌شود که بین اینها و مبدأ اینها که حکم لابشرط مقسمی را دارد و حکم علت برای اینها را دارد اختلاف ماهوی باشد؟ در اینجا دو مسلک وجود دارد: 

  • مسلک اول که بسیاری از عرفاء به این مسلک معتقد هستند این است که آمده‌اند ذات را مرتبه‌ای قرار داده‌اند که آن مرتبه عاری و خالی از هر قیدی است. در آن مرتبه، ذات بساطت دارد که همان عبارت است از صرفُ الوجود؛ چون ذات غیر از صرف الوجود که چیزی نیست، الحقُّ ماهیتُه انّیته. آن ذات در آن مرتبه، وجود بحت و در آن مرتبه وجود محض است و در آن مرتبه هیچ‌ قید و تقیّد ی ندارد و اسم آن مرتبه را ذات و یا مرتبۀ «هو» گذاشته‌اند که «هو» هم باز اشاره به آن جنبۀ غیبی است. در اینجا مشارٌالیه لحاظ شده است نه اشاره؛ والاّ اگر اشاره بشود آن هم یک مرتبه و حدّ است. یعنی از باب ضیق خناق که نتوانسته‌اند آن مرتبۀ عاری از هر قید را بیان کنند، آمده‌اند و به اشاره لفظ «هو» را وضع کرده‌اند. آن مرتبه را با اشاره «هو» نامیده‌اند و عالم عماء نامیده‌اند.