اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

تبیین عرفانی وجود حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله

0
اسفار

در این درس به بررسی وجود مطلق و مراتب آن پرداخته می‌شود. وجود مطلق حقیقتی ساده و عاری از هر قید است که در مراتب پایین‌تر به صورت مصادیق مختلف ظهور پیدا می‌کند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، بیان می‌دارند که مفهوم عالم عماء نشان‌دهندۀ مرتبه‌ای است که وجود مطلق به شکل نور خالص بدون مظهر ظاهر می‌شود. مرحوم استاد در این درس جایگاه مرتبۀ «هو هویّت» را توضیح می‌دهند که بالاترین وحدت وجود است و نزول وجود مطلق به عالم تعیّن با حضور پیامبر اکرم به عنوان اولین فیض بررسی می‌شود. همچنین تفاوت میان نور و ظل و ارتباط وحدت و کثرت در مراتب وجود بیان می‌شود. در نهایت این درس ساختار کلی وجود مطلق و نقش آن در عرفان و فلسفه اسلامی را روشن می‌شود.

نسخه عربی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

11
  • و نکتۀ برای این قضیّه این است که مرتبۀ هو هویّت را یک مرتبۀ مافوق جمیع مراتب می‌دانند. چون آن مرتبه، مرتبۀ عاری و خالی از هر تقیّد ی است و چون آن مرتبه با تقیّد نمی‌سازد و هم‌خوانی ندارد و بین او و اینها آب در یک جوی نمی‌رود، و انس و الفت بین آن مرتبه و بین این مراتب برقرار نمی‌شود، چاره‌ای نداریم که بگوییم: پس این مراتب و تشخّصات خارجی و مصادیق خارجی، اَظلال برای آن مرتبه هستند نه‌اینکه عین آن مرتبه هستند. اگر شما این جنبۀ کدورتش را بردارید و صرفاً نورانیتش را درنظر بگیرید این همان نور در یک مرتبۀ پایین‌تر می‌شود. اگر شما این شکل را بردارید و این تقیّد و تعیّن را بردارید «هو» می‌شود در یک مرتبۀ پایین‌تر. پس ما ناچاریم برای انس و الفت و آشتی و اتّحاد مرتبه بین مقام کثرت و مقام وحدت و مقام هو هویّت، تقیّد را از اینها سلب کنیم.

  • تلمیذ: دیروز فرمودید که مثلاً به اسم یا فعل با حفظ قیود، کلمه گفته می‌شود.

  • استاد: ما که هنوز نرسیده‌ایم! ما فعلاً داریم تعریف اول را می‌گوییم. تعریف اول، اصطلاح عرفا و انفکاک مرتبۀ هو هویّت از مراتب تعیّنات [است.]

  • تلمیذ: فرمودید: ما اگر بخواهیم الفت برقرار کنیم، باید آن تقیّد را برداریم.

  • استاد: بله، اگر بخواهیم الفت برقرار کنیم، باید آن تقیّد را برداریم.

  • تلمیذ: یعنی آیا این صحیح نیست؟

  • استاد: بله‌دیگر، اشکال به این قضیّه وارد می‌شود.

  • تلمیذ: ...

  • استاد: آن دیگر لابشرط قسمی می‌شود. آن‌وقت دیگر بعدش اشکالاتی پیدا می‌شود.

  • تلمیذ: این لابشرط مقسمی معمولاً یک تعیّن خارجی ندارد. درحالی‌که ما در اینجا برایش تعیّن خارجی [در نظر می‌گیریم.] این لابشرط مقسمی با آن لابشرط مقسمی‌های دیگر... والاّ آنجا که دیگر مصداق ندارد، مصداقش همین اقسامش است.

  • استاد: بله، تعیّن خارجی ندارد، مفهوم برای مصداق است، یعنی یک انتزاع است. وقتی که شما صوتی از دهانتان بیرون می‌آید، این صوت هیچ رنگ و بویی ندارد؛ شما هستید که به این صوت، شکل می‌دهید، زیر و بالا و پایین می‌دهید، اَ، اُ را عوض می‌کنید و... و اسم آن حقیقت و ریشه‌اش را لابشرط مقسمی می‌گذارید و به یک شکل درمی‌آید؛ آن انتزاع است و آن مفهوم است.