اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

تبیین عرفانی وجود حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله

0
اسفار

در این درس به بررسی وجود مطلق و مراتب آن پرداخته می‌شود. وجود مطلق حقیقتی ساده و عاری از هر قید است که در مراتب پایین‌تر به صورت مصادیق مختلف ظهور پیدا می‌کند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، بیان می‌دارند که مفهوم عالم عماء نشان‌دهندۀ مرتبه‌ای است که وجود مطلق به شکل نور خالص بدون مظهر ظاهر می‌شود. مرحوم استاد در این درس جایگاه مرتبۀ «هو هویّت» را توضیح می‌دهند که بالاترین وحدت وجود است و نزول وجود مطلق به عالم تعیّن با حضور پیامبر اکرم به عنوان اولین فیض بررسی می‌شود. همچنین تفاوت میان نور و ظل و ارتباط وحدت و کثرت در مراتب وجود بیان می‌شود. در نهایت این درس ساختار کلی وجود مطلق و نقش آن در عرفان و فلسفه اسلامی را روشن می‌شود.

نسخه عربی

بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (2)

8
  • کتابی که خیلی جزئی بود و مدتی پیش طبع شده بود و این را در یک جلسه‌ای که ما با مرحوم علامه طباطبائی و حضرت آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ داشتیم، مرحوم علامه اشاره می‌کردند و می‌فرمودند: 

  • اخیراً جزوه‌ای، کتابچه‌ای به نام ”هیچ چیز و همه چیز1 به‌دستم رسیده است که از آن عرفان‌های دریده و نجویده است! یعنی عرفان‌هایی که در اطرافش تأمل نشده و خواسته‌اند که مطلبی را بدون پیرایه بیان کنند، و این جزوه از یکی از همین مرتاض‌های هند و آنهایی که جنبۀ عرفانی دارند می‌باشد.

  • البتّه من این را در کتابخانۀ آقا ندیدم، ظاهراً آقا به این کتاب نرسیده بودند. و همین‌طور کتاب‌های دیگری هم در این زمینه هست.

  • درهرصورت در مسئلۀ صرف ‌الوجود و حقیقت وجود، [اعیان ثابته بعد از آن مرتبۀ بساطت می‌باشد و سایر ادیان هم قائل به عین ثابت هستند.]

  • تلمیذ: آیا اینها به همان حد رسیده بودند؟

  • استاد: صحبت در این است که همه حکایات و اشاراتی از این قضیّه دارند، اما آن‌طوری‌که واقعاً رسیده باشند و بتوانند بین کثرت و وحدت را جمع کنند، آن‌طوری‌که ما الآن می‌خواهیم جمع کنیم نرسیده‌اند ـ البتّه من نرسیده‌ام، یک‌وقت نگویید: ما رسیده‌ایم، ما فعلاً لفّاظی‌اش را می‌کنیم ـ چون اگر فقط وحدت را مدّ نظر بیاورند بدون کثرت، همان‌طور که در این کتاب آورده‌اند، پس معلوم است که واقعاً نرسیده‌اند.

  • عارف، جامع بین وحدت و کثرت

  • اگر کسی به وحدت رسیده باشد معنا ندارد که کثرت را از او جدا کند. جدا کردن کثرت از وحدت، نفی وحدت است. بنابراین معلوم می‌شود آن کسانی که این تعبیر را آورده‌اند‌، آنها الفاظ و ابهامات و اشاراتی داشته‌اند بر اینکه بالأخره حالا من‌باب‌مثال ما در فلسفه چه‌کار می‌کنیم؟ در فلسفه با برهان به همین نتیجه می‌رسیم دیگر. و عرض شد که برهان نمی‌تواند از ذوقیّات عرفان جدا باشد و عقب بماند. ممکن است همین اشخاص با همین مشاهداتی که داشته‌اند و با تفکراتی که کرده‌اند و بالأخره در این زمینه کار کرده‌اند یا بعضی از مسائل به‌نحو جرقه‌ای به دل آنها خورده است که منافاتی ندارد، ممکن است اشاره‌ای نسبت به آن قضایا داشته‌‌اند بدون اینکه توجّه به کثرت داشته باشند و بدون اینکه به سایر مطالب توجه داشته باشند. و اینجا است که فرق بین عارف کامل و جامع با عارفی که فقط جرقه‌هایی به دل او می‌خورد و فقط لحظاتی برای او پیدا می‌شود روشن می‌گردد که او وقتی سخن می‌گوید کثرت را جدای از وحدت نمی‌داند، ولی وقتی این سخن می‌گوید برای وحدت مرتبه‌ای قائل است و آن مرتبه را مجزّا و منفک از کثرت قلمداد می‌کند. به‌خاطر اینکه او معرفتش کامل نشده است و به حقیقت مراتب وجود نرسیده و بقا پیدا نکرده است. اگر بقا پیدا کرده بود که این‌گونه صحبت نمی‌کرد. او فقط همین‌طور که در سیر خودش دارد می‌رود، حالاتی برایش پیدا شده است و خصوصیّتی در آنجا دیده است و آن خصوصیّت را در اینجا ندیده و گفته است که پس بین اینجا و آنجا فرق و تمایز است.

    1. همه چیز و هیچ چیز (اوتار مهربابا)، انتشارات دوستاران مهربابا، سال 1347 هجری شمسی.