
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی
در این درس، به تبیین نسبت میان «وجود واحد و مطلق» با «کثرات و مظاهر» پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، بررسی میکنند که چگونه حقیقتِ واحد و بسیطِ وجود در مراتب مختلف تنزّل مییابد و به صورت موجودات گوناگون ظاهر میشود، بدون اینکه از اصل خود جدا شود؟ استاد با استفاده از مفاهیمی چون لابشرط مقسمی، بشرط لا، نزول مرتبه، نظر استقلالی و نسبت مظاهر با حقیقت، نشان میدهد که کثرات عالم در واقع، ظهورات آن حقیقت واحد هستند؛ و هر چه از مبدأ دورتر شویم، توجه به استقلال مظاهر بیشتر و غفلت از حقیقت بالاتر، شدیدتر میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که باید به موجودات نگاهی آلی و واسطهای داشت، نه استقلالی، تا نور توحید در دل انسان تابیدن گیرد.
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
9اعتباری بودن امور دنیوی
بنابراین اظلم العوالم که میگویند، معنایش این است که از نقطهنظر کثرت و توجّه به کثرت اینطور است. اما اگر دید انسان و بصیرت توحیدی انسان روشن بشود، اصلاً هیچ فرقی بین مادّه و مثال و سایر عوالم مجرده از نقطهنظر تسرّی نور توحید و تسرّی نور وجود نمیبیند. چه ظلمتی دارد؟! اصلاً کجا ما میتوانیم اسم ظلمت بر آن بگذاریم؟! اگر ما وجود را خیر محض بدانیم و وجود را نور بدانیم چطور این وجود متبدّل به ظلمت میشود؟! آیا اصلاً معنا دارد؟!
تلمیذ: ﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾.1
استاد: ﴿أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾ یعنی همین، ﴿أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾ یعنی توجّه به دنیا، یعنی ما را از آن مقام متوجّه کرد.
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود *** آدم آورد در این در دیر خراب آبادم2 یعنی این عالم، عالم توجّه به دنیا است. اما همین ملائکه در همین دنیا دارند میآیند و میروند. مگر همین ملائکه نمیآیند؟! ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾3 در این دنیا تدبیر امور میکنند. آیا اینها در این ظلمت میآیند؟! آیا وقتی که آنها در این مقام میآیند به ظلمت آنها اضافه میشود؟! آیا از نورانیت آنها کم میشود؟! ما که معتقدیم بر اینکه سلسلۀ علل اقتضاء میکند که تمام حوادث و جریانات مادّه متّکی و متدلّی به عوالم غیب باشد و همۀ ملائکه متصدی هستند، آیا حالا وقتی که ملائکه میآیند در اینجا کثرت پیدا میکنند؟! نهخیر، این مادّه عبارت است از حقیقتی که آن حقیقت، حقیقت وجود است؛ منتها تشکّل به این شکل پیدا کرده است و تمام حقایق مختلف است.
تضعیف شدت نوریّه، لازمۀ کثرت
بله، صحبت در این است که تشکّل او به وجود، او را از آن قدرت واقعی و حقیقی کم کرده است. ما این را قبول داریم که وقتی وجود از آن مرتبۀ بساطت خودش و مرتبۀ نورانیّت محضش تنازل پیدا میکند، شدت نوریۀ او کم میشود، چون لازمۀ کثرت عبارت است از تضعیف آن شدّت نوریّه. همانطور که خورشید وقتی که در آنجا هست حدود 6000 درجه حرارت دارد. ولی وقتی که به اینجا میرسد حرارتش 50 درجه یا30 درجه میشود. این لازمۀ ابتعاد در مادّه است. در آنجا هم همینطور است. لذا نمیتوانیم بگوییم که این ظلمت دارد. ظلمت با نور دو متناقض هستند. بله، میتوانیم بگوییم: شدّت نوریّۀ آنها کمتر است. این را میتوانیم بگوییم و اینهم بهخاطر آثاری است که میبینیم. شما این اثری را که الآن در مادّه هست قیاس کنید با آثاری که در مثال هست و با آثاری که در ملکوت هست و با آثاری که در لاهوت هست و با آثاری که در جبروت هست، میبینید که مدام آثار عجیبتر میشود، قویتر میشود و آن آثار تفاوت پیدا میکند، اما اطلاق معنای ظلمت بر اینها صحیح نمیباشد.
- سوره تین(95) آیه 5.
- دیوان حافظ، غزل شمارۀ317.
- سوره نازعات (79) آیه 5. معاد شناسی، ج 3، ص 138:
«و سوگند به فرشتگانی که پس از سبقت بهسوی مأموریّت با انجام آنچه در تدبیر امور این عالم به آنها مُفوَّض شده است تدبیر امور را مینمایند.»
