
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی
در این درس، به تبیین نسبت میان «وجود واحد و مطلق» با «کثرات و مظاهر» پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، بررسی میکنند که چگونه حقیقتِ واحد و بسیطِ وجود در مراتب مختلف تنزّل مییابد و به صورت موجودات گوناگون ظاهر میشود، بدون اینکه از اصل خود جدا شود؟ استاد با استفاده از مفاهیمی چون لابشرط مقسمی، بشرط لا، نزول مرتبه، نظر استقلالی و نسبت مظاهر با حقیقت، نشان میدهد که کثرات عالم در واقع، ظهورات آن حقیقت واحد هستند؛ و هر چه از مبدأ دورتر شویم، توجه به استقلال مظاهر بیشتر و غفلت از حقیقت بالاتر، شدیدتر میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که باید به موجودات نگاهی آلی و واسطهای داشت، نه استقلالی، تا نور توحید در دل انسان تابیدن گیرد.
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
8پس بنابراین در نعمتهایی که خداوند به انسان داده است، آن دید و بصیرت انسان ملاک است که چه نحوه به اینها نگاه کند. یعنی اگر نگاه استقلالی به اینها بکند، این دیگر نعیم نیست. یعنی اگر توجّه او را از حق صارف باشد، این دیگر نعیم نیست. اما اگر توجّه او را از حق صارف نباشد نعیم است. [منبابمثال] انسان مالی پیدا میکند ولی بداند که این مال در دست او عاریه است، مالک اصلی غیر اوست، مالک اصلی کسی دیگر است و این مال عاریه است و انسان به دید عاریه باید به او نگاه کند، آنوقت عملش هم فرق میکند، نحوۀ عمل و نحوۀ فعل او در ارتباط با این تفاوت پیدا میکند. یا [منبابمثال] انسان عیال اختیار میکند، بداند که این عیال اَمةُ الله است و هیچ ارتباطی بهصورت استقلالی با این شخص ندارد، ارتباطشان فقط در بعضی از وقتها است. این زن برای خودش کسی است و بندهای است و این مرد مالک این زن نیست که هر کاری خواست با او بکند و او را بهعنوان عبد و رقّ و... دربیاورد؛ اگر اینطور باشد آنوقت مسئله در اینجا تفاوت پیدا میکند.
و بهطورکلّی اگر به تمام نعمتهای الهی نظر استقلالی داشته باشد این میشود ظلمت! یعنی عین این میشود ظلمت و عین این میشود مُبَعّد و عین این او را در عالم شهوات و نفس میآورد. ولی اگر نظر او نظر آلی و نظر واسطی بود این همان نعیم میشود؛ یعنی تمام اینها او را بهسمت آن نعمت عظمیٰ که نعمت ولایت است سوق میدهد و شرایط را بهگونهای میکند که شخص تمام وجود خود را در اختیار و در تسلط ولایت قرار میدهد. این معنا، معنای نعیم است.
چرا به دنیای مادی، اظلم العوالم گفتهاند؟
بنابراین دنیا را میگویند: اظلم العوالم، بهخاطر اینکه دنیا عالم شهوات است، عالم انّیات است، عالم خودمحوریها است، عالم خودبینیها است. والاّ [منبابمثال] میز چیست؟ میز عبارت از یک چوب است، یک شجر است، شجر هم در جنگل بوده است، آن هم یک نعمت از نعمتهای الهی بوده است و حالا آن را بریدهاند و قطع کردهاند و بعد آن را تراشیدهاند و بعد روی آن حک کردهاند و بعد آن را رنگ کردهاند و صبغهای به آن مالیدهاند و میز شده است. حالا اگر این میز در منزل باشد، بچهها روی آن میپرند و بازی میکنند و از آن بالا میروند، آن دیگر میز ریاست نیست. اگر در اداره بیاید میز ریاست میشود. پس توجّه است که این میز را به میز ریاست تبدیل میکند. اگر مثلاً یک مدت اداره را تعطیل بکنند، همین میز آقای رئیس تبدیل میشود به محلّی برای سوسکها و تار عنکبوتها و رتیلها و... که میروند و در آن لانه میکنند. وقتی آقای رئیس از مسافرت برمیگردد مستخدم را دعوا میکند و دوتا سیلی هم در گوشش میزند و میگوید: مرتیکه، بر روی این میز ریاست ما که داریم بر آن حکومت میکنیم سوسک راه میرود! موش راه میرود! او میگوید: قربان، این میز ریاست است، این سوسک هم که آمده بر همۀ سوسکها برتری پیدا کرده است! رئیس میگوید: خجالت بکش! روی میز من که نباید سوسک بیاید و موش درون آن لانه کند! میگوید: قربان، حالا بالأخره رفته است! همۀ اینها مربوط به تخیّل است! اما اگر شما آمدید میز اداره را با میز در خانه که بچهها از رویش بالا و پایین میپرند یکی دیدید، آنموقع شما در دنیا نیستید. حالا شما چند نفر از این افراد برای ما پیدا میکنید؟! آن موقع این میز دیگر برای شما میز ریاست نیست، آن موقع این میز برای شما چوب و خشب و شجر است، برای شما هیچ فرقی با آن موقع ندارد.
