
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی
در این درس، به تبیین نسبت میان «وجود واحد و مطلق» با «کثرات و مظاهر» پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هشتم از سلسله دروس خارج اسفار، بررسی میکنند که چگونه حقیقتِ واحد و بسیطِ وجود در مراتب مختلف تنزّل مییابد و به صورت موجودات گوناگون ظاهر میشود، بدون اینکه از اصل خود جدا شود؟ استاد با استفاده از مفاهیمی چون لابشرط مقسمی، بشرط لا، نزول مرتبه، نظر استقلالی و نسبت مظاهر با حقیقت، نشان میدهد که کثرات عالم در واقع، ظهورات آن حقیقت واحد هستند؛ و هر چه از مبدأ دورتر شویم، توجه به استقلال مظاهر بیشتر و غفلت از حقیقت بالاتر، شدیدتر میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که باید به موجودات نگاهی آلی و واسطهای داشت، نه استقلالی، تا نور توحید در دل انسان تابیدن گیرد.
بررسی دیدگاه عارفان دربارۀ وجود مطلق و مراتب آن (1)
10جریان بسیط الحقیقه در تمام موجودات مادون
تلمیذ: این اختلاف آثار، باز هم به اعتبار لحاظ میشود....
استاد: به اعتبار خیال نیست. یکوقت ما به آثار کار داریم و یکوقت به لحاظ کار داریم؛ [منبابمثال] الآن وزن این کتاب 300 گرم است، اگر ما این کتاب را نصف کنیم، وزن این کتاب 150 گرم میشود، 150 گرم از 300 گرم کمتر است. این یک مسئلۀ خارجی و یک واقعیّت خارجی است. یکوقت شما میگویید: این 300 گرم با این 150 گرم چه تفاوتی دارد؟ میگوییم: هیچ تفاوتی ندارد، این از کاغذ و مرکب و چاپ است، آن هم از کاغذ و چاپ و مرکب است. به حقیقتش نگاه کنید یک چیز است اما به آثارش نگاه کنید دو چیز است، کم و زیاد دارد.
لحاظی که یک شخص عامی میکند، لحاظ به مادّه است و او را از توجّه به تجردی که در او هست و از آن حقیقت وجودیهای که در آن هست باز میدارد. لحاظی که یک شخص عارف میکند اینطور نیست، او این مادّه را عین همان بسیط الحقیقه میداند و هیچ فرقی نمیکند؛ ولی بسیط الحقیقهای که تنازل پیدا کرده است. او این را میفهمد، نهاینکه بگوییم: حتّیٰ این را هم نمیفهمد! بالأخره میفهمد که دارد ترتیب اثر میدهد! میفهمد که رنگ این آبی است! یعنی آیا عارف وقتی که نگاه به این رنگ آبی میکند، آن را با رنگ قرمز یکی میداند؟! یکی نمیداند! بالأخره میبیند که این قرمز است و این آبی است و این سفید است. من این مطلب را چند دفعه گفتهام که وقتی عارف میخواهد چای بخورد آیا بهجای شکر، قرهقروت در چای میریزد و میگوید: چون فرقی نمیکند پس همۀ اینها سراب است، نه قرهقروتی وجود دارد و نه شکری وجود دارد و نه رنگی وجود دارد و نه طعمی وجود دارد بلکه همۀ اینها کشک است و خیال است؟! نهخیر، دهانش ترش میشود یا شیرین میشود. شیرینی یک اثر وجودی خارجی است. همانطور که مجرّدات دارای آثار هستند، مادّه هم آثار دارد و اثر، یک شیء خارجی و واقعیّت خارجی است. صحبت در چیز دیگری است. اینکه تعیّنات با هم تفاوت دارند و قیود با همدیگر تفاوت دارند، در این حرفی نیست. این همان مسلک نیهیلیسمی1 است که اصلاً بهطورکلّی همه چیز را انکار میکنند و قائل به پوچگرایی میشوند و بحث به سوفسطایی2 کشیده میشود. نه، ما نمیتوانیم واقعیّتهای خارجی را بهعنوان حوادث و پدیدههای خارجی منکر شویم. اگر بخواهیم منکر شویم، اصل کثرت را منکر شدهایم، اصل مراتب را منکر شدهایم، اصل نزول را منکر شدهایم، و اصلاً نزول یعنی همین!
- ویکی پدیا: مسلک هیچانگاری به معنای انکار معنی و ارزش برای هستی جهان است. هیچانگاری یا نیهیلیسم برگرفته از کلمۀ لاتین nihil به معنای هیچ است.
- ویکی پدیا: قول به انکار وجود حقیقت یا شناخت، و انتزاع ذهنی دانستن آن؛ معتقدین به سفسطه.
