
مسئلۀ اعیان ثابته
کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی
در این درس به بررسی مفهوم وجود حق تعالیٰ پرداخته شده و نشان داده میشود که وجود خداوند وجودی بینهایت، نامحدود و بدون تعیّن است.حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، تفاوت میان مرتبه ذات خداوند که فاقد هرگونه تمایز و تعیّن است با مراتب اسماء و صفات الهی را توضیح میدهند. همچنین ایشان رابطۀ اسماء و صفات با ذات حق و نحوۀ نزول آنها در مظاهر جزئی را مورد بحث قرار میدهند. مسئلۀ اعیان ثابته و تبیین نسبت آنها با ذات و صفات الهی از دیگر موضوعات اصلی این درس است. این درس تلاش میکند تا فهم دقیقتری از وحدت وجود، تعیّنات و تنازل مراتب وجودی ارائه کند و پرسشهایی دربارۀ نفی یا اثبات اعیان ثابته و فناء ذاتی را بررسی نماید. به طور کلی هدف درس ارائه تصویری روشن و فلسفی از وجود مطلق حق و ارتباط آن با جهان و صفات الهی است.
مسئلۀ اعیان ثابته
8این وجودی که ما الآن به نام اسمِ علیمِ کلّی و سعی میدانیم ـ دارم اشارهای میکنم حالا بعداً به آن میرسیم ـ خود همین وجود، یک عین ثابت دارد؛ یعنی همین اسم علیم، عینٌ ثابتٌ و همین اسم قادر، خودش یک عین ثابت است و همین وجود ملائک، خودشان عین ثابت هستند و همین وجود قدرتِ کلّی ، حیِّ کلّی ، رحمتِ کلّی عین ثابت است. عینٌ ثابتٌ عِلةٌ لِلأعیان الثَابتة وَ الاَعیانُ الثَابتَةُ عِلَلٌ لِلمَعالِی المَسَمّی بِالاَعیان الثَاِبَتة و هلمّ جرّا.
این مطلب، مطلبی است که بهنظر میرسد باید روی آن دقّت میشد و بشود و بهطورکلّی باید ببینیم چه حسابی را باید از اوّل برای عین ثابت [باز کنیم.]
اگر ما از اوّل این بحث را پایین بیاوریم، متوجّه میشویم که اینقدر ساده است که اصلاً نیاز به تجشّم در اقوال و... ندارد. یعنی ما یک بحث بسیار ساده و بدون دغدغه را سلسلهوار شروع میکنیم و إنشاءالله جلو میآییم تا اینکه به بحث فناء ذاتی برسیم و بحث فناءِ ذاتی را با اینهمه نقل و اقوال که در مقام ردّ و اثبات برآمدهاند و راجع به آن بحث کردهاند، تمام اینها إنشاءالله به حول و قوۀ خدا روشن میشود.
تلمیذ: آیا از عرفای سابق کسی قائل به نفی وجود اعیان ثابته شدهاند؟ چون غالب عرفا قائل به اثباتش هستند. آیا در کلمات مولوی و یا دیگران بحث مستقلی هست؟
استاد: در کلمات بعضی از صوفیّه این مسائل دیده میشود. در کلمات شِبلی دیده میشود و یا در کلمات جنید بغدادی ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ هست.1 یک شعر معروفی هست که ظاهراً برای «بابا افضل» هست و الان دقیق خاطرم نیست.
میگفت در بیابان رندی دُهُل دریده *** صوفی خدا ندارد او نیست آفریده2 این شعر همان نفی اعیان ثابته را میکند و میخواهد در اینجا مقام هو هویّت را اثبات کند که مافوق احدیّت است که اصطلاحاً آن را مقام هو هویّت مینامند. یعنی اگر ما بخواهیم این را تفسیر کنیم و معنا کنیم، برگشتش به این نکته است. حتی خود شبلی هم در اینجا کلماتی دارد. إنشاءالله به آن میرسیم.
- مرصاد العباد، ص160:
«صفات نفسی آن است که خبر مخبر از آن دلالت کند بر ذات باری جلّ و علا، نه بر معنی زیادت بر ذات؛ چنانکه موجودی و واحدی و قائم بنفسی. پس اگر به صفت موجودی متجلّی شود آن اقتضا کند که جنید ـ رحمة الله علیه ـ میگفت: ”ما فی الوجودِ سوی الله“، و اگر به صفت واحدی متجلّی شود، آن اقتضا کند که ابوسعید ـ رحمة الله علیه ـ میگفت: ”ما فی الجبّة سوی الله“، و اگر به صفت قائم بنفسی متجلّی شود آن اقتضا کند که ابویزید ـ رحمة الله علیه ـ میگفت: ”سبحانی ما اعظم شأنی“.»
مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، ص21:
«قول جنید ـ رحِمهُ الله ـ: ”التّوحید معنی تضمحلّ فیه الرّسوم و تندرج فیه العلوم و یکون الله کما لم یزل“ و قول ابنعطا ـ رحِمهُ الله ـ: ”التّوحید نسیان التّوحید فی مشاهدة جلال الواحد حتّی یکون قیامک بالواحد لا بالتّوحید“.»
همان، ص 428:
«و قول جنید ـ رحِمهُ الله ـ: ”الفناء استعجام الکلّ عن اوصافک و اشتغال الکلّ منک بکلّیته“.» - دیوان شاه نعمت الله ولی؛ تذکرۀ ریاض العارفین (رضاقلی خان هدایت)، روضۀ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین، بخش 45.
- مرصاد العباد، ص160:
