اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسئلۀ اعیان ثابته

کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی

0
اسفار

در این درس به بررسی مفهوم وجود حق تعالیٰ پرداخته شده و نشان داده می‌شود که وجود خداوند وجودی بی‌نهایت، نامحدود و بدون تعیّن است.حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، تفاوت میان مرتبه ذات خداوند که فاقد هرگونه تمایز و تعیّن است با مراتب اسماء و صفات الهی را توضیح می‌دهند. همچنین ایشان رابطۀ اسماء و صفات با ذات حق و نحوۀ نزول آنها در مظاهر جزئی را مورد بحث قرار می‌دهند. مسئلۀ اعیان ثابته و تبیین نسبت آن‌ها با ذات و صفات الهی از دیگر موضوعات اصلی این درس است. این درس تلاش می‌کند تا فهم دقیق‌تری از وحدت وجود، تعیّنات و تنازل مراتب وجودی ارائه کند و پرسش‌هایی دربارۀ نفی یا اثبات اعیان ثابته و فناء ذاتی را بررسی نماید. به طور کلی هدف درس ارائه تصویری روشن و فلسفی از وجود مطلق حق و ارتباط آن با جهان و صفات الهی است.

نسخه عربی

مسئلۀ اعیان ثابته

6
  • آیا عینیّت اسماء و صفات الهی با ذات، مانند این است؟ آقایان معتقد به این هستند، یعنی معتقدند به اینکه همان‌طور که ما در مترادفات و در تکثّر عناوین مختلف، با توجّه به معنون واحد، ما معنون را یکی می‌بینیم نه متعدد، اسماء و صفات الهی هم همین‌طور هستند. [البتّه] در اینکه معنون واحد است باید در اینجا دقّت بشود؛ یک‌وقت ما می‌گوییم: عالم آمد، منظور ما زید است، در اینجا منظور ما ذاتی است که متّصف به علم است؛ یک‌وقت می‌گوییم: زید بن ارقم آمد، در اینجا ذاتی است که همین ذات است. جنبۀ اتصاف به ارقم بودن مورد لحاظ است. باز در اینجا مصداق به‌ضمیمۀ ذات، مورد عنایت قرار گرفته است. یعنی ذاتی را که ما در اینجا مدّ نظر قرار دادیم، یک مصداق دیگری از علم ضمیمۀ آن کردیم و هر دوی اینها موردنظر و مدّ نظر است. باز در اینجا مصادیق مختلف شد؛ اگرچه آن علم، تدّلی و اتّکای به این ذات دارد، اما از نقطه‌نظر عنایت وقتی که می‌گوییم: عالمٌ، ذاتِ متّصف به علم در اینجا مورد لحاظ است.

  • در اینجا ما می‌توانیم مناقشه کنیم و بگوییم: آیا به آن ذات بدون علم هم عالم می‌گفتید یا نمی‌گفتید؟ و این علم، علم حصولی برای او است. پس بنابراین، اگر این زید عالم نبود که شما نمی‌گفتید عالم آمد، پس در اینجا شما دو مصداق مدّ نظر دارید اگرچه در استعمال واحد، یک لفظ را به‌کار می‌برید.

  • باز آنچه قائلین به عینیّت اسماءِ با ذات [مطرح می‌کنند،] مرتبه را از این فراتر می‌دانند و پا را فراتر می‌گذارند؛ آنها معتقدند به اینکه به‌طورکلّی هر صفت و اسمی را که شما در نظر بگیرید، اصلاً معنا ندارد که ذات در آن صفت، در آنجا آمیختۀ با آن صفت باشد، بلکه اصلاً وقتی که می‌گویید: قادرٌ فرقی نمی‌کند که بگویید: عالمٌ، وقتی که می‌گویید: عالمٌ فرقی نمی‌کند که بگویید: خالقٌ، وقتی که می‌گویید: خالقٌ فرقی نمی‌کند که بگویید: حی، قادرٌ، رازقٌ. یعنی اصلاً به‌طورکلّی عینیّت به معنای هو هویّت خارجی است، هو هویّت در خارج بین اسماءِ و صفات و بین ذات [ارتباط] برقرار می‌کنند. این هم یک مطلب دیگر.