اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسئلۀ اعیان ثابته

کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی

0
اسفار

در این درس به بررسی مفهوم وجود حق تعالیٰ پرداخته شده و نشان داده می‌شود که وجود خداوند وجودی بی‌نهایت، نامحدود و بدون تعیّن است.حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، تفاوت میان مرتبه ذات خداوند که فاقد هرگونه تمایز و تعیّن است با مراتب اسماء و صفات الهی را توضیح می‌دهند. همچنین ایشان رابطۀ اسماء و صفات با ذات حق و نحوۀ نزول آنها در مظاهر جزئی را مورد بحث قرار می‌دهند. مسئلۀ اعیان ثابته و تبیین نسبت آن‌ها با ذات و صفات الهی از دیگر موضوعات اصلی این درس است. این درس تلاش می‌کند تا فهم دقیق‌تری از وحدت وجود، تعیّنات و تنازل مراتب وجودی ارائه کند و پرسش‌هایی دربارۀ نفی یا اثبات اعیان ثابته و فناء ذاتی را بررسی نماید. به طور کلی هدف درس ارائه تصویری روشن و فلسفی از وجود مطلق حق و ارتباط آن با جهان و صفات الهی است.

نسخه عربی

مسئلۀ اعیان ثابته

3
  • بناءًعلیٰ‌هذا، اگر ما حق را بخواهیم تعریف کنیم، تعریف حق عبارت از وجود غیرمتعیّن است. پس وجودِ غیرمتعیّن، وجود اطلاقی می‌شود و وجود اطلاقی یک معنا و یک مفهوم بیشتر ندارد که عبارت از همان هستی است. و دیگر در آنجا علم معنا ندارد. یک مسائل خیلی دقیقی در اینجا هست که حالا فردا باید به عدم تمایز بین مقام اطلاقی حق و بین مراتب اسماء و صفات او که دالّ بر تمیّز بین ذات از نظر رتبه و بین اسماء و صفات است بپردازیم. و اقوالِ مختلف در اینجا که بعضی‌ها قائل به عینیّت بین اسماء و ذات هستند باید مورد بحث قرار بگیرد. چون تا در تمام اینها تأمّل نشود ما نمی‌توانیم بحث اعیان ثابته را در اینجا پیش بکشیم، چون اعیان ثابته، مراتب نازلۀ اسماء کلّیۀ الهی هستند. پس اوّل باید بحث روی آن اسماء برده بشود و حساب آنها با ذات و صفات مشخص بشود و بعد سراغ اعیان ثابته برویم و بالتبع مسئلۀ فناء ذاتی مورد بحث قرار بگیرد. لذا سلسلۀ مراتب باید محفوظ باشد.

  • پس بحث اوّل ما این است که وجود در مقام ذات و ذات در مقام انّیت خود، نه در مقام تنازل که از آن تعبیر به مقام احدیّت می‌آورند، این ذات، نه حدّی دارد و نه تعیّنی دارد. ما باید اسم این ذات را وجود بگذاریم؛ وجود بحت و بسیط. این وجود بحت و بسیط، جز مفهوم خودش هیچ مفهوم دیگری ندارد. یعنی همین نفس مفهوم وجود، تمام معنی الکلمۀ برای ذات باری تعالیٰ است؛ چون شما در اینجا هرچه به این وجود اضافه کنید، این وجود را متعیّن و محدود در مفهومی‌کرده‌اید و اگر این مفهوم، در ذات وجود دخالت داشته باشد، ترکّب در ذات لازم می‌آید.

  • بناءًعلیٰ‌هذا آنچه باید در مرتبۀ ذات مورد توجّه قرار بدهیم، مسئلۀ عدم اختلاف و عدم کثرت مفهومی است که کثرت مفهومی در ذات، ناشی از کثرت مصداقی خواهد شد و این کثرت مصداقی یکی از ادلۀ عدم عینیّت ذات با اسماء و صفات است. و اگر ما قائل به کثرت مفهومی بشویم، این کثرت مفهومی، کثرت مصداقی را هم لازم گرفته‌ است، و کثرتِ مصداقی، خلط و ترکّب در ذات را لازم گرفته است. این یک مسئله‌ است که باید راجع به این مسئله صحبت بشود.