اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مسئلۀ اعیان ثابته

کیفیّت تعیّن و تنازل اسماء الهی

0
اسفار

در این درس به بررسی مفهوم وجود حق تعالیٰ پرداخته شده و نشان داده می‌شود که وجود خداوند وجودی بی‌نهایت، نامحدود و بدون تعیّن است.حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و هفتم از سلسله دروس خارج اسفار، تفاوت میان مرتبه ذات خداوند که فاقد هرگونه تمایز و تعیّن است با مراتب اسماء و صفات الهی را توضیح می‌دهند. همچنین ایشان رابطۀ اسماء و صفات با ذات حق و نحوۀ نزول آنها در مظاهر جزئی را مورد بحث قرار می‌دهند. مسئلۀ اعیان ثابته و تبیین نسبت آن‌ها با ذات و صفات الهی از دیگر موضوعات اصلی این درس است. این درس تلاش می‌کند تا فهم دقیق‌تری از وحدت وجود، تعیّنات و تنازل مراتب وجودی ارائه کند و پرسش‌هایی دربارۀ نفی یا اثبات اعیان ثابته و فناء ذاتی را بررسی نماید. به طور کلی هدف درس ارائه تصویری روشن و فلسفی از وجود مطلق حق و ارتباط آن با جهان و صفات الهی است.

نسخه عربی

مسئلۀ اعیان ثابته

4
  • نسبت اسماء و صفات با ذات باری تعالیٰ 

  • مسئلۀ دیگر مسئلۀ معلولیّت و تنازل اسماء و صفات الهی است. آیا اسماء و صفات الهی معلول ذات هستند یا اینکه هم‌رتبۀ ذات و لازمۀ ذات هستند؟ و ارتباط و جنبۀ نسبتِ آنها با ذات چگونه خواهد بود؟ البتّه منظور ما در وهلۀ اوّل آن اسمائی است که لازمۀ ذات هستند که عبارت از علم و حیات و قدرت است و به‌تبعِ این سه اسم، صفات الهی نشئت می‌گیرد. اینها اسم‌اند و بقیّه صفت‌اند؛ جنبۀ خالقیّت، صفت او است؛ جنبۀ رازقیّت و رحمانیّت، صفت او است. اسماء الهی، عالمیّت و حیّ و قادریّت است، این سه اسم هستند و در خود این سه اسم باید صحبت بشود که این سه اسم باز عین ذات است مصداقاً و مفهوماً یا مختلف از ذات است مفهوماً نه مصداقاً، و بالأخره یا مختلف از ذات است هم مفهوماً و هم مصداقاً. بالأخره طبعاً یکی از این سه باید در اینجا مورد بحث قرار بگیرد. این هم یک مسئله است که مهم است.

  • نحوۀ تنازل اسماء‌الهی

  • مطلب دیگر نحوۀ تنازل اسماء و صفات کلّیۀ الهی در مصادیق جزئیه است. چون هیچ‌وقت اسم کلّی ، مصداق کلّی خارجی پیدا نمی‌کند؛ مصداق کلّی به‌عنوان کلّی طبیعی نه به‌عنوان کلّی سعی. منظور ما در اینجا این است که این تکثّری که در عالم وجود می‌بینیم، این تکثّر بنا بر تنازل آن اسم کلّی به معنای سعی است نه اسم کلّی به معنای کلّی طبیعی که اصلاً در آنجا معنا ندارد. چون در آنجا اصلاً مفهوم خارجی ندارد، درحالی‌که ما اسم الهی یا صفت الهی را یک وجود خارجی می‌بینیم، حالا به تعبیر ما که تعبیر صحیحی نیست، قابل اشاره می‌دانیم. البتّه می‌گویم که این تعبیر، تعبیر صحیحی نیست! یعنی می‌توان آن را تعیّنی از وجود به‌حساب آورد. اسم علم یک وجود خارجی دارد، نه‌اینکه به معنای یک مفهوم کلّی اعتباری است که ذَا أفرَادٍ مُتعِدَدة و ذَا مَصَادیق مُتعدِدَة و مُتکثّرة؛ نه‌خیر، علم به‌عنوان یک هویّت مستقله در خارج وجود دارد، قدرت به‌عنوان یک هویّت مستقله در خارج وجود دارد. همان‌طور که ما داری قدرت هستیم و این قدرت را در وجود خودمان احساس می‌کنیم و به‌عنوان یک هویّت مستقله ـ مستقله یعنی نه به جنبۀ وجود ذاتی که واجب بالغیر است، هویّت مستقله در اینجا درمقابل هویّت اعتباریّه است ـ و به‌عنوان یک تشخّص، در وجود خودمان قدرت را احساس می‌کنیم، علم را احساس می‌کنیم، حیات را که همان استمرار بقاء است احساس می‌کنیم و سایر صفات را در وجود خود احساس می‌کنیم.