اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته

0
اسفار

ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته می‌شود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی به‌نام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد می‌کنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین می‌کنند که همه معلومات ـ‌ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته می‌شود؛ تعیّنات علمی‌ای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد می‌کنند و آن‌ها را فانی در ذات می‌دانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.

نسخه عربی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

4
  • اشکال به دیدگاه واسطه بین وجود و عدم

  • البتّه مرحوم حاجی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در اینجا حاشیه‌ای دارند و می‌خواهند که با این حاشیه جواب بدهند. البتّه این حاشیۀ ایشان قدری ناتمام است1 و حالا عرض می‌کنم که به چه کیفیّت است. ایشان بر مبنای مسلک صوفیّه، علم به معلوم را تابع علم ذات به ذات، یعنی علم حضوری دانسته‌اند؛ یعنی وقتی که ذات، علم به خود دارد و علم به نفس دارد و علم به وجود خودش دارد که لازمۀ این وجود، انبساط است و لازمۀ این وجود، تنزّل است و لازمۀ‌ این وجود، نزول در همۀ عوالم وجودی است. این لازمۀ وجود است دیگر. لازمۀ وجود، ابراز فیض است، و ابراز فیض به نزول در همۀ مراتب وجود است، در همۀ مراتب از اسماءِ کلیه گرفته تا مراتب اعیان خارجیّۀ عالم طبع.

  • چون این‌طور است پس بنابراین علم ذات به ذات، لازمه‌اش و بالتّبع، علم ذات به عوارض ذات و تنزّلات و تعیّنات و شئونات ذات را هم دارد؛ فلهذا دیگر اشکالی در اینجا پیش نمی‌آید. این علم به تعیّنات علم تبعی است و این دیگر کثرت حقیقیّۀ در ذات را ایجاب نمی‌کند، چون ذات علم به خود دارد و خود، بسیط و لا حد و لا رسم است، و خود در مقام اطلاق و عدم تعیّن است. و لذا این علم ذات به ذات موجب وحدت حقّۀ حقیقیّه در نفس ذات خواهد بود، این از یک طرف. از طرف دیگر علم ذات به ذات موجب علم به شئونات ذات خواهد بود و آن شئونات ذات بالتبع علم ذات به ذات برای ذات مرتسم می‌شود. پس بنابراین ما یک کثرت حقیقیّه در ذات نداریم تا اینکه شما برای فرار از این، قائل به حال و ثابت و واسطۀ بین نفی و اثبات بشوید. ذات، علم به خود دارد و این علم به خود، به‌تبع علم به آنها را هم دارد. مثل‌اینکه شما یک‌وقت چشمتان را باز می‌کنید و یک سر طناب را در اینجا می‌بینید که مثلاً این خصوصیّات را دارد، بعد یک‌وقت چشمتان را بازتر می‌کنید و می‌بینید که این طناب به صد رشته در سه چهار متری تقسیم شده ‌است و آنها را دارید مشاهده می‌کنید. اگر آن رشته‌هایی که الآن اینجا هست در همین‌جا باشد این همان کثرت حقیقیّه است که در ذات پیش می‌آید. ولی یک‌وقت شما آن رشته‌ها را خارج از این بساطت ذات می‌بینید و خارج از هویّت خود ذات که لا حدّ و لا رسم است مشاهده می‌کنید. پس شما درعین‌حال که عالم هستید و اطلاع دارید و به علم حضوری نه فقط علم حصولی می‌دانید که این طناب بالأخره منتهی به این رشته‌‌های متعدد خواهد شد، دیگر در اینجا اشکالی وارد نمی‌شود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 75، تعلیقۀ 1.