اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته

0
اسفار

ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته می‌شود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی به‌نام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد می‌کنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین می‌کنند که همه معلومات ـ‌ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته می‌شود؛ تعیّنات علمی‌ای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد می‌کنند و آن‌ها را فانی در ذات می‌دانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.

نسخه عربی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

11
  • و إن کانتْ متأخرةً عنها فی الذّهنِ.

  • «اگرچه متأخّر است در ذهن.»

  • این تأخر در ذهن به‌حسب حکایت از خارج است؛ یعنی وقتی که ما در خارج نگاه بکنیم می‌بینیم که ممکن است ماهیّتی در ذهن باشد ولی هنوز وجود خارجی پیدا نکرده باشد، لذا ذهن ماهیّت را بدون وجود خارجی درنظر می‌گیرد. اوّل ماهیّت را درنظر می‌گیرد و بعد می‌گوید: آیا وجود خارجی روی آن آمده یا نیامده است؟ پس وجود متأخّر از او است. اما در عالم واقع این‌طور نیست. در عالم واقع و در عالم اعیان خود ماهیّت متأخّر از وجود است؛ اوّل باید وجود باشد تا اینکه آن قابل اشاره باشد. اما در خود ذهن هم ما می‌توانیم در اینجا مطلب را به‌نحو دیگری تقریر کنیم و بگوییم که مرتبۀ وجود متقدم بر ماهیّت است حتّیٰ فی الذهن؛ یعنی تا ذهن، به ماهیّت وجود نداده است در خود ذهن هم ماهیّت پیدا نمی‌شود.

  • امکان اتصاف ماهیّت به‌وجود در ظرف ذهن

  • لأنّ ظرفَ اتّصاف الماهیةِ بالوجودِ هو الذهنُ ـ کما عَلِمتَ ـ،

  • «[چون همان‌طور که دانستی] ذهن است که ماهیّت را متّصف به وجود می‌کند.»

  • و الموصوفُ مِن حیثُ أنّه موصوفٌ متقدّمٌ علَی الصّفةِ فی ظرفِ الاتّصاف. فاحتَفِظَ بذلک، فإنّه نفیسٌ.

  • «موصوف از حیث اینکه موصوف است متقدّم است بر صفت در ظرف اتّصاف. »

  • موصوف از حیث موصوفیّتش و از حیث اینکه ذاتی است که وصفی بر آن عارض شده است باید متقدّم بر صفت باشد. این مطلب را در حافظه بسپار، چون مطلب نفیس و گران‌بهایی است. (تا موصوفی نباشد، شما نمی‌توانید صفت را بر آن حمل کنید، تا زیدی نباشد شما نمی‌توانید عالم را بر آن حمل کنید. در ظرف اتّصاف، هنگامی که این عالمیّت می‌خواهد بر زید بیاید، باید موصوف تقدّم رتبی و طبعی بر صفت داشته باشد. این یک قاعدۀ کلی است.

  • عدم امکان لحاظ صفتِ بدون موصوف

  • و قالوا أیضًا: إنّ الصّفاتِ لیستْ موجودةً و لا معدومةً و لا مجهولةً و لا معلومةً؛ بل المعلومُ هو الذّاتُ بالصّفةِ، و الصفةُ لا تُعلَمُ