اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته

0
اسفار

ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته می‌شود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی به‌نام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد می‌کنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین می‌کنند که همه معلومات ـ‌ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته می‌شود؛ تعیّنات علمی‌ای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد می‌کنند و آن‌ها را فانی در ذات می‌دانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.

نسخه عربی

دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات

5
  • تلمیذ: این علوم در عرض هم نیستند بلکه در طول هم هستند. وقتی که در طول هم هستند ... .

  • استاد: خب جنبۀ علّی دارند دیگر. آن‌وقت ایشان می‌گویند در جنبۀ علةالعلل دیگر در آنجا کثرتی وجود ندارد، فقط علم ذات به خود ذات هست و این علت می‌شود برای علم به اسماء، و علم به اسماء هم علت می‌شود برای بعد.

  • تلمیذ: علم به اسماء تنزّل لازم دارد، یعنی علم در طول آن است و وقتی که در طول آن است، وقتی که آن اوّلی را لحاظ کرده، دوّمی دیگر لحاظ نمی‌شود و وقتی که دوّمی را لحاظ می‌کند اوّلی لحاظ نمی‌شود؛ یعنی مثل خلق است، همان‌طور که خلق تنزّل لازم دارد، هم‌چنین ادراک آن هم تنزّل لازم دارد.

  • استاد: بله، اشکال ندارد، این مطلب صحیح است. ولی صحبت در این است که علم پروردگار به این تنزّل، علم پروردگار در یک مرتبه، رادع از علم او به مرتبۀ معلول نیست. وقتی که او الآن دارد به این علت نگاه می‌کند، درعین‌حال دارد به معلول نگاه می‌کند؛ نه‌اینکه علم او به علت، صارف است از علم او به معلول، و یک خُرده باید صبر کند تا اینکه ببیند این معلول در خارج چطور است و بعد ... ! [بلکه] دفعة واحدة است.

  • تلمیذ: ذات علم، این اقتضا را دارد؛ وقتی که در خود لحاظ می‌کند، می‌گوید: همه چیز فانی است، یعنی واقعاً نیست.

  • استاد: این بحث فانی و فنا بحث بسیار دقیقی است که من می‌خواستم امروز وارد همین مطلب بشوم که نحوۀ اندکاک کثرات را در وحدت حقۀ حقیقیّه عرض کنم.

  • توجّه ذات باری به همۀ کثرات، از طریق علم به‌ذات

  • تصوّر ما از علم پروردگار با تصوّر ما از علوم ذهنیّۀ انسانیّه به چه نحوه است؟ این اختلاف دارد. یک‌وقت ما به نفس خودمان نگاه می‌کنیم و در نفس خودمان هیچ چیزی ملاحظه نمی‌کنیم؛ الآن این علم به نفس، صارف دارد از علم به معلولات و شئونات و حیثیّات نفس. بعد علم به نفس پیدا می‌کنیم به‌لحاظ معلوماتش و به‌لحاظ حضورش و به‌لحاظ ادراکش. ما در اینجا جمع کردیم بین نفس و بین آن علومی که الآن در نفس وجود دارد. بین این دوتا را جمع کردیم. علم اوّل ما با علم دوّم ما فرق دارد. در یک جا ما نسبت به یک شیء علم داریم و نسبت به شیء دیگر جاهل هستیم. در موقع دیگر ما نسبت به هر دو قضیّه عالم هستیم؛ یعنی هم نسبت به خودمان، وقتی که در خودمان تأمّل می‌کنیم و هم نسبت به آن علومی که واجد هستیم. آیا پروردگار هم همین‌طور است؟! یعنی آیا وقتی که پروردگار به نفس توجّه دارد، این توجّه او به نفس، صارف است از اینکه به معلولات توجّه بکند یا عین و معیت دارد؟! یعنی نمی‌شود که پروردگار به ذات توجّه بکند و توجّه به معالیل و شئونات ذات و تنزّلات ذات در ذهنش نیاید! حالا ما اسمش را ذهن می‌گذاریم! این امکان ندارد! این مربوط به ما است و این ناشی از نقصان وجودی ما است که توجّه به یک حیثیّت مانع از توجّه به حیثیّت دیگر در آنِ واحد است!