
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته
ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته میشود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی بهنام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد میکنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین میکنند که همه معلومات ـ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته میشود؛ تعیّنات علمیای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد میکنند و آنها را فانی در ذات میدانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
3وجه تسمیه «حال» بهماهیّتِ بین نفی و اثبات
حالا چرا اسمش را تقرّر میگذارند؟ ممکن است علتش این باشد که وقتی در علم باری تعالیٰ صحبت میشود، در آنجا این مسئله مطرح است که نحوۀ تعلّق علم باری به اشیاء و به صفات به چه کیفیّت است و تعلّق او چگونه است؟ در مقام ذات، علم به معلوم که لازمۀ تحقّق اختلاف در معلومات است و لازمۀ او اختلاف در علم است و لازمۀ اختلاف در علم، کثرت معلوم است و لازمۀ کثرت معلوم، کثرت در ذات است، در آنجا وقتی که به بنبست برمیخورند و اثبات کثرت ذاتیّه برای وجود بحت و بسیط میشود که این جمع بین نقیضین است و این به بنبست برخورد کردن است، [که] آنها را ملزم میکند بر اینکه علم باری تعالیٰ را به اشیاء خارجی که آن اشیاء معدوم هستند، این علم را بهعنوان یک علمِ بهنحو تقرّر بهحساب بیاورند؛ نه جنبۀ ثبوتی دارد که موجب کثرت بشود و نه جنبۀ نفیی دارد که موجب عدم و محالیّت آن معلوم خواهد شد، بلکه آن صفاتی را که بر باری تعالیٰ حمل میشود بهعنوان عالمٌ یا بهعنوان بصیرٌ، نسبت به معلومِ آینده و نسبت به کلّ معلومات ـ نه آینده بلکه حتّیٰ معلوماتی که الآن هم وجود دارند و الآن هم وجود خارجی دارند ـ اینها را ثابت نمیدانند بلکه حال میدانند و به موجب این، دیگر کثرت حقیقیّه در علم پروردگار وجود ندارد بلکه یکنحوه تقرّر و حالیّتی برای اتّصاف پروردگار به علم و به ادراک و به بصیرت، نسبت به معلومات حاصل خواهد شد.
[میتوان گفت] که این نتیجه و علت برای این طرز بیانی است که اینها قائل به واسطۀ بین نفی و اثبات شدهاند که تقرّر است. [چون] اگر قائل به اثبات بشوند لازمهاش کثرت حقیقیّۀ در ذات است و اگر قائل به نفی بشوند العدمُ المطلق لا یخبر عنه. بنابراین واسطهای بین نفی و اثبات قائل شدهاند و اسم آن را حال گذاشتهاند و اسم آن را ثابت گذاشتهاند تا اینکه به این واسطه هم از کثرت ذاتیۀ در ذات فرار کنند و هم در اینجا تعلّق علم را به معلومات خارج اثبات کنند. به این کیفیّت، بین این دو مسئله را جمع کردهاند.
