
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
نقد تحقّق استقلالی نظریّه اعیان ثابته
ردر این درس به بررسی نسبت اشیاء معدوم با علم خداوند پرداخته میشود. برخی معتقدند که این اشیاء، نه موجودند و نه معدوم، بلکه در وضعی میانی بهنام «حال» یا «تقرّر» قرار دارند. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و ششم از سلسله دروس خارج اسفار، این دیدگاه را نقد میکنند و بر مبنای علم حضوری خداوند به ذات خود، تبیین میکنند که همه معلومات ـ آنچه هنوز در خارج نیستند ـ در مرتبۀ ذات حضور دارند؛ بدون اینکه موجب کثرت یا ترکیب در ذات شوند. در پایان، به بحث عین ثابت پرداخته میشود؛ تعیّنات علمیای که برخی برای اشیاء در علم خداوند قائلند. استاد با تأکید بر اصل وحدت حقیقی ذات الهی، استقلال این تعیّنات را رد میکنند و آنها را فانی در ذات میدانند که تفصیلش در انتهای درس بیان شده است.
دیدگاه واسطه بودن ماهیّت بین نفی و اثبات
15اصطلاحات درس
حصر عقلی: تقسیم عقلی و ضروری یک امر به دو حالت متقابل که راه سومی ندارد؛ مانند نفی و اثبات.
حمل محمول بر موضوع: نسبت دادن یک معنا (محمول) به موضوع در قالب قضیه؛ مانند "انسان حیوان است".
تقرّر: نوعی حیثیت بین نفی و اثبات که نه وجود خارجی دارد و نه معدوم محض است، ولی دارای نحو خاصی از ثبوت در علم الهی است.
حالّ: اصطلاحی برای نامیدن حالت میانی بین وجود و عدم، که در نسبت با علم الهی به اشیای معدوم بهکار میرود.
ماهیّت من حیث هی: نگریستن به چیستی اشیاء بدون در نظر گرفتن وجود یا عدم آنها در خارج.
ممتنعالوجود: چیزی که تحقق آن محال ذاتی است، مانند جمع نقیضین.
ممکنالوجود: چیزی که وجود و عدمش هر دو ممکن است و تابع علت خارجی است.
وجود بحت و بسیط: وجودی مطلق، بدون ترکیب و تعیّن، که فقط برای ذات حق تعالی صادق است.
علم حضوری: علمی که در آن معلوم نزد عالم حاضر است، بدون واسطه یا مفهوم، مانند علم نفس به خود.
علم تبعی: علمی که بهواسطه علم به یک چیز دیگر حاصل میشود، مانند علم به شئونات به تبع علم به ذات.
تنزل وجود: نزول مراتب وجود از مقام احدیت به مراتب پایینتر مانند عقل، نفس، و طبیعت.
عین ثابت: تعیّن علمی هر موجود در علم خداوند، که منشأ تحقق خارجی آن موجود بهشمار میرود.
اعیان ثابته: مجموع تعیّنات علمی در علم الهی که معادل ماهیات موجوداتاند قبل از تحقق خارجی.
فناء فیالله: از میان رفتن تعین و استقلال عبد در برابر حق تعالی و بقاء صرف او به حق.
وحدت حقۀ حقیقیّه: وحدت ذاتی خداوند که هیچ گونه کثرت حقیقی یا اعتباری در آن راه ندارد.
اطلاق و عدم تعیّن: صفت ذات حق تعالی بهعنوان وجود مطلق و نامحدود، فاقد هرگونه حد و قید.
شئونات ذات: تعینات و مظاهر گوناگون ذات الهی که بدون خروج از وحدت، کثرت را تبیین میکنند.
