اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مساوقت شیئیّت و وجود

نقد قول وساطت وجود، بین وجود و عدم

0
اسفار

در این درس، این قول که وجود واسطۀ بین وجود وعدم است و از‌این‌رو، چیزی نیست که بخواهد در خارج تحقّق داشته باشد، ابطال می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و پنجم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، قول برخی از متکلمین مبتنی بر واسطه بین وجود عدم را نیز علاوه بر مطلب قبلی، نقد می‌کنند. براین‌اساس، در گام اول واسطه بودن وجود بین وجود و عدم نفی می‌شود و سپس در گام دوّم، اصل وساطت بین وجود و عدم هرچه که بخواهد باشد، ابطال می‌گردد. برای رسیدن به‌این رهیافت مقدماتی بیان می‌شود، من‌جمله تغایر مفهومی شیء و وجود، معنای شیء، تساوق بین وجود و شیئیت. به‌هرروی، اساساً ادعای تساوق از رهگذر نفی واسطه بودن وجود بین وجود عدم اثبات می‌گردد که در این درس نیز همین مطلب تبیین شده است.

نسخه عربی

مساوقت شیئیّت و وجود

4
  • فعلیٰ‌هذا، از آنجایی‌که این ماهیّت، متّصف به موجودیّت است، این آقایان آمده‌اند و این شرط وجود را از این اتّصاف ملغیٰ کرده‌اند و گفته‌اند که موجودیّت بر ماهیّت حمل می‌شود و این از لوازم خود ماهیّت است. به وجود و عدم خارجی کاری ندارد؛ چه ماهیّت در خارج باشد و چه ماهیّت در خارج نباشد، این ماهیّت، ظرف و موصوف برای موجودٌ است بدون اینکه در اینجا وجود خارجی تحقّق داشته باشد.

  • اشکال به قول واسطه بین وجود و عدم

  • البتّه مرحوم حاجی ـ رحمة الله علیه ـ در منظومه1 و ایشان هم در اینجا می‌فرمایند و آن این است که ما در اینجا یک قاعده‌ای داریم. حالا قبل از بیان قاعده می‌گوییم: اینکه شما در اینجا ماهیّت را در ظرف عدم تصوّر می‌کنید، این ماهیّت چگونه با موجودٌ می‌سازد؟! شما که یک ماهیّت را معدوم می‌دانید، برفرض یک عدم ضروری را برای او [تصوّر] می‌کنیم مثل شریک‌الباری، وقتی که در اینجا یک ماهیّت معدوم را تصوّر می‌کنید، چطور آن را در اینجا متّصف به موجودٌ می‌کنید و قائل به واسطۀ بین نفی و اثبات یا بین سلب و اثبات یا بین وجود و عدم می‌شوید؟! چگونه شما در اینجا قائل به واسطه می‌شوید و اسمش را حال می‌گذارید یا اسمش را ثابت می‌گذارید و یا اسمش را تقرر می‌گذارید؟! این چگونه معنیٰ دارد؟! وقتی که ماهیّت در ظرف عدم است، این وجود از کجا آمد و این را متّصف به او کرد؟! از کجا این وجود آمد و ماهیّت را متّصف به خودش کرد و موجودٌ کرد؟! ما وجودی در کار نداریم!

  • اصل تقدّم طبعیِ موصوف بر صفت در ظرف اتّصاف

  • این مسلم است و یک اصل معروف است که می‌فرماید: «إنّ الموصوفَ متقدّمٌ علَی الصّفةِ مِن حیث هو موصوفٌ فی ظرفِ الاتّصاف لا فی ظرفِ التحقّق فی الخارجِ2؛ موصوف همیشه تقدّم رتبی3 و تقدّم طبعی بر صفت دارد. این تقدّم، تقدّم در ظرف اتّصاف است نه در ظرف تحقّق خارجی. در ظرف اتّصاف یعنی در ظرف انتساب و در ظرف ارتباطِ این وصف به این موصوف. شما وقتی که موصوفی را درنظر گرفتید و می‌خواهید وصفی را به آن منتسَب کنید و بین وصف و موصوف ربط ایجاد کنید، قبلاً تحقّق این موصوف لازم است، می‌گوید: «ثَبِّتِ العَرش ثُمّ انقُش»4، اول باید تحقّق خارجی موصوف باشد تا اینکه شما صفتی را برای او ثابت کنید. باید زیدی باشد تا بعداً علم را برای او ثابت کنید. در ظرف اتّصاف وقتی که می‌خواهید بگویید: زیدٌ عالمٌ، ذات زید تقدّم رتبی و تقدّم طبعی بر عالِم دارد، اما در ظرف خارج نه! وقتی که زید را به‌لحاظ علم درنظر می‌گیرید هیچ‌کدام بر دیگری تقدّم و تأخر ندارند، هر دو در خارج اتّحاد و هو هویّت خارجی و مصداقی دارند.

    1. شرح المنظومه، ج 2، ص 183.
    2.  الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 76.
    3. البته باید دقت شود که آن «تقدم رتبی» که استاد اینجا اراده کرده‌اند غیر از آن تقدّم اعتباری است که در اقسام تقدّم و تأخّر بیان شده و برای آن مثالِ تقدم امام جماعت بر مأموم را می‌زنند. باری روشن است که این نوع تقدّم در اینجا مراد نیست بلکه تقدم رتبی در اینجا یعنی تقدم وجودی و آن هم از نوع تقدم بالطبع‌اش. یعنی موصوف وجوداً مقدم بر صفت است. اما این تقدم وجود در ظرف اتّصاف است نه در ظرف تحقق. یعنی در ظرف اتّصاف موصوف وجوداً مقدم بر وصف است. (محقق)
    4.  امثال و حکم دهخدا، ج 2، ص 573.