اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مساوقت شیئیّت و وجود

نقد قول وساطت وجود، بین وجود و عدم

0
اسفار

در این درس، این قول که وجود واسطۀ بین وجود وعدم است و از‌این‌رو، چیزی نیست که بخواهد در خارج تحقّق داشته باشد، ابطال می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و پنجم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، قول برخی از متکلمین مبتنی بر واسطه بین وجود عدم را نیز علاوه بر مطلب قبلی، نقد می‌کنند. براین‌اساس، در گام اول واسطه بودن وجود بین وجود و عدم نفی می‌شود و سپس در گام دوّم، اصل وساطت بین وجود و عدم هرچه که بخواهد باشد، ابطال می‌گردد. برای رسیدن به‌این رهیافت مقدماتی بیان می‌شود، من‌جمله تغایر مفهومی شیء و وجود، معنای شیء، تساوق بین وجود و شیئیت. به‌هرروی، اساساً ادعای تساوق از رهگذر نفی واسطه بودن وجود بین وجود عدم اثبات می‌گردد که در این درس نیز همین مطلب تبیین شده است.

نسخه عربی

مساوقت شیئیّت و وجود

3
  • قول واسطه بین وجود و عدم

  • در اینجا بعضی‌ها قائل به واسطۀ بین الوجود و العدم شده‌اند و گفته‌اند که اتّصاف ماهیّت به وجود، لازمه‌اش در ظرف وجود نیست بلکه این اتّصاف در ظرف عدم هم به آن تعلّق می‌گیرد. وقتی که می‌گوییم: الماهیّةُ الموجودةُ، وجودی را که در اینجا حمل بر ماهیّت می‌کنیم، به خود ماهیّت برمی‌گردد؛ یعنی این وجود، وصف برای ماهیّت است. به اعتبار دیگر، موجودٌ وصف برای ماهیّت به شرط وجود نیست بلکه وصف برای ماهیّت به قید حیثیّت نفس ذات و نفس ماهیّت است.

  • اتّصاف ماهیّت به وجود و عدم

  • همان‌طور که ما اوصافی داریم که این اوصاف صرف نظر از وجود و عدم به خود ماهیّت برمی‌گردد، [مانند اینکه] فرض کنید در مثلث می‌گوییم که هر مثلث دارای سه زاویه است و یک زاویه‌اش کذا است و دو زاویه‌اش کذا است و قائمه داریم و یا از سه خط تشکیل می‌شود و امثال‌ذلک، این اوصافی را که ما بر یک مثلث حمل می‌کنیم هیچ‌وقت در آنجا «به شرط وجود» ندارد بلکه به خود ذات برمی‌گردد. یا مانند حیوانیّتی که برای انسان ثابت می‌کنیم یا ناطقیّتی که بر انسان حمل می‌کنیم؛ هیچ‌وقت این اتّصاف در ظرف وجود نیست بلکه اتّصاف در ظرف ماهویّت و در ظرف ذاتیّت او است، نه در ظرف وجود خارجی. یعنی سواءٌ اینکه انسانی در خارج باشد، این حیوانِ ناطق هست، یا اصلاً انسانی در خارج نباشد، باز ماهیّت انسان به معنای حیوانِ ناطق بودن هست. اما اگر انسانی در خارج نباشد ما دیگر نمی‌توانیم به انسان بگوییم: شیءٌشیءٌ گفتن در وقتی است که قابل ‌اشاره باشد، مشیّت وجود به آن تعلّق گرفته باشد تا اینکه بگوییم: هذا شیءٌ، این یک چیزی است. اینکه می‌گوییم: این یک چیزی است، این چیز بودن اگرچه مفهومش با وجود مخالف است، اما از نقطه‌نظر مصداق خارجی عین وجود است. بچه‌ها هم این را می‌فهمند! [من‌باب‌مثال] وقتی که می‌گوید: بابا، یک چیز برای من بخر! اینکه می‌گوید: یک چیز برای من بخر، به معنای یک مفهوم ذهنی نیست [بلکه] به معنای یک امر خارجی است؛ یعنی این امر خارجی را برای من بخر، بستنی برای من بخر، آبنبات برای من بخر، دفتر برای من بخر.