
مساوقت شیئیّت و وجود
نقد قول وساطت وجود، بین وجود و عدم
در این درس، این قول که وجود واسطۀ بین وجود وعدم است و ازاینرو، چیزی نیست که بخواهد در خارج تحقّق داشته باشد، ابطال میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و پنجم از سلسله دروس خارج اسفار، قول برخی از متکلمین مبتنی بر واسطه بین وجود عدم را نیز علاوه بر مطلب قبلی، نقد میکنند. برایناساس، در گام اول واسطه بودن وجود بین وجود و عدم نفی میشود و سپس در گام دوّم، اصل وساطت بین وجود و عدم هرچه که بخواهد باشد، ابطال میگردد. برای رسیدن بهاین رهیافت مقدماتی بیان میشود، منجمله تغایر مفهومی شیء و وجود، معنای شیء، تساوق بین وجود و شیئیت. بههرروی، اساساً ادعای تساوق از رهگذر نفی واسطه بودن وجود بین وجود عدم اثبات میگردد که در این درس نیز همین مطلب تبیین شده است.
مساوقت شیئیّت و وجود
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فصل (8)
فی مساوقةِ الوجودِ للشّیئیةِ
إنّ جماعةٌ مِن النّاسِ ذَهَبوا إلیٰ أنَّ الوجودَ صفةٌ یُتَجَدّدُ علَی الذّاتِ الّتی هی ذاتٌ فی حالتَی الوجودِ و العدمِ؛ و هذا فی غایةِ السّخافةِ و الوهنِ. فإنّ حیثیةَ الماهیّة و إن کانت غیرَ حیثیةِ الوجودِ، إلاّ أنّ الماهیّة ما لم توجَد لا یمکِنُ الإشارةُ إلیها بکونِها هذه الماهیّة1
تغایر مفهومی وجود با شیئیّت
در این بحث مرحوم آخوند ـ رحمة الله علیه ـ بحث تساوی وجود و شیئیّت را مطرح میکند، و بالتّبع بحث مساوقۀ وجود با شیئیّت [نیز مطرح میشود]. صحبت در این است که ماهیّت من حیث هی لا یقبَلُ الاشارةُ الیها، و با تعلّق وجود و با عروض وجود بر ماهیّت است که این [ماهیّت] قابلیّت برای اشاره پیدا میکند. چون ماهیّت در تشؤّن ذات خودش و در حیثیّت ماهوی خودش استواءُ الطرفین است بالنسبة به وجود و عدم؛ نه حمل موجودٌ بر او صحیح است ـ صحیح است یعنی به معنای ضرورت ـ و نه حمل معدوم بر او ضرورت دارد. بنابراین ماهیّة من حیث هی لیست الاّ هی. بناءًعلیٰهذا، هنگامی ما میتوانیم به او اشاره کنیم و هنگامی او شیئیّت و شیء بودن را به خود میبندد و متّصف میگردد که وجود پیدا بکند. تا وقتی که وجود پیدا نکند، شیئی نیست.
معنای شیء
شیء به معنای المَشیء وجوده است. المَشیء وجوده، یعنی ذاتی که اراده و مشیّت به وجود او تعلّق گرفته است؛ این را میگویند: شیء. شیءٌ یعنی ذاتٌ یقبَلُ الاشارة، ذاتٌ تعلّق بهِ مشیّةُ الوجود، ذاتٌ تعلّق به المشیّةُ و الارادةُ و اختیارُ المریدِ و الفاعلِ به این میگویند: شیء و شیئیّت.
شیءٌ لا کالاشیاء2
یعنی چیزی هست که اشاره به آن بشود و چیزی هست که مشیّت وجود به آن تعلّق گرفته باشد، منتها لا کالاشیاءِ نه مثل اشیاء دیگر.
فعلیٰهذا، اگرچه از نقطهنظر مفهومی بین وجود و شیئیّت اختلاف است و وجود به معنای هستی است و منشأ و مصدر مشیّت است و شیء به معنای چیزی است که اراده و مشیّت به شیئیّت و تحقّق او تعلّق گرفته، اما از نقطهنظر مصداق خارجی هیچگونه تفاوتی بین وجود و شیئیّت نمیبینیم و بلکه اتّحاد و هو هویّت خارجیّه است!
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 75.
- التوحید ج 1 ص 107:....فاقول انه شیء لا کالاشیاء...قال لی[الرضا علیه السلام] صدقت و اصبت...
