اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

اشکالات ملاصدرا بر نظر ذوق المتألّهین و پاسخ به آنها

0
اسفار

در این درس‌ به تبیین و پاسخ به اشکالات دیدگاه ذوق المتألهین پرداخته می‌شود. آنان قائل‌اند وجود حقیقی تنها از آن خداست و هر چیز دیگری صرفاً ماهیّاتی هستند اعتباری. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و چهارم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالاتی را که بر این نظر وارد شده است، چنین دسته‌بندی می‌کنند: اول: ابهام در جعل به ماهیّات به‌این معنیٰ که اگر خدا ماهیّات را خلق کند، ذات او باید مخزن تناقضات باشد. دوّم: مشکل تقدّم و تأخّر: اگر تنها یک وجود (خدا) باشد و ماهیّات اصیل، پس ذات خدا باید هم قائم به ذات باشد و هم قائم به غیر، که منجر به تقدّم و تأخّر در ذات واحد می‌شود. سوّم: اتّحاد با ماهیّات: اگر ماهیّات با خدا متّحد باشند، ذات الهی به انباری از انواع مختلف تبدیل می‌شود که این محال است. رابعاً: تکثّر وجود: اگر ماهیّات متعدد و اصیل باشند، پس وجودات هم باید متعدد باشند، که با وحدت شخصی وجود سازگاری ندارد. در این درس به برخی از این اشکالات پاسخ داده می‌شود.

نسخه عربی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

6
  • پس بنابراین، اگر در خارج وجود برای ماهیّات نباشد، پس این تقدّم و تأخّر در خارج چگونه به‌وجود آمده است؟! شما می‌گویید: این جعلی که ارادۀ فاعل به‌ این ماهیّت تعلّق گرفته، این اراده زودتر و دیرتر دارد؛ یک‌وقت اراده به ماهیّتی تعلّق می‌گیرد، بعد از یک ساعت دیگر اراده به یک ماهیّت دیگر تعلّق می‌گیرد و ماهیّت دیگر به‌وجود می‌آید. و درواقع تقدّم و تأخّر برای تعلّق است، برای ربط است، برای اراده و مشیّت است؛ نه‌اینکه تقدّم و تأخّر برای آن وجود خارجی است، آن که تقدّم و تأخّر ندارد!

  • ما می‌گوییم: شما این جعل و تعلّق را برای ما معنا کن! این چه مقوله‌ای است؟! آیا این خورشت است؟! آیا پلو است؟! آیا حلوا است؟! آیا قره‌قروت است؟! این جعلی که مرتب می‌گویید: جعل، جعل، این جعل چیست؟ این جعل یعنی اراده؛ این اراده‌ای که می‌خواهد به این تعلّق بگیرد. [برفرض] ما می‌گوییم: این اراده زودتر بوده و زید زودتر به‌دنیا آمده است، ارادۀ بعدی دیرتر بوده و او دیرتر به‌دنیا آمده است، یعنی مثلاً بنده اراده می‌کنم و اوّل این را بردارم، بعد اراده می‌کنم این را بردارم، پس معلوم است که تقدّم و تأخّر اراده، موجب تقدّم و تأخّر ماهیّات در خارج است. می‌گوییم: اسم این اراده که تعلّق گرفته است چیست؟ اگر شما اراده را به معنای یک اشراقی از ناحیۀ خدا بدانید، اسم آن اشراق، وجود است و دیگر ماهیّت نیست! اگر بگویید که آن ماهیّت است، اشکال اوّل لازم می‌آید که ذاتی‌ای که انیّتش وجود است و وجودُه انّیتُه، این ذات واحد نمی‌تواند ماهیّت انشاء بکند بدون اینکه وجودی در اینجا کاری انجام بدهد، بدون ‌اینکه در اینجا وجودی واسطه باشد، بدون اینکه ریش وجود در اینجا گرو باشد جاعل بخواهد ماهیّت را درست کند! همین‌که شما بگویید: ماهیّت را درست بکند، یعنی وجود بدهد. اگر در اینجا منظور شما از اراده، اشراق است و به‌عبارت‌دیگر اضافه، اضافۀ اشراقیّه است نه مقولیّه، اگر این‌طور است گفتیم که ذات باری وجود می‌دهد، ذات باری ماهیّت نمی‌دهد، پس این اشکال است. اگر بگویید: این ارتباط، یک اضافۀ مقولیّه است، ذات باری سر جای خودش است، فقط وجود هم اعطاء نمی‌کند، اضافۀ اشراقیّه هم نیست، لازمه‌اش‌ این است که ماهیّت در خارج باشد، ذات باری هم باشد، منسوب و منسوبٌ‌الیه‌ای باشد، بین اینها فقط یک اضافۀ مقولیّه که ربط است برقرار بشود، که آن هم عقلاً مستحیل است! این اشکال اوّل است.