اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

اشکالات ملاصدرا بر نظر ذوق المتألّهین و پاسخ به آنها

0
اسفار

در این درس‌ به تبیین و پاسخ به اشکالات دیدگاه ذوق المتألهین پرداخته می‌شود. آنان قائل‌اند وجود حقیقی تنها از آن خداست و هر چیز دیگری صرفاً ماهیّاتی هستند اعتباری. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و چهارم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالاتی را که بر این نظر وارد شده است، چنین دسته‌بندی می‌کنند: اول: ابهام در جعل به ماهیّات به‌این معنیٰ که اگر خدا ماهیّات را خلق کند، ذات او باید مخزن تناقضات باشد. دوّم: مشکل تقدّم و تأخّر: اگر تنها یک وجود (خدا) باشد و ماهیّات اصیل، پس ذات خدا باید هم قائم به ذات باشد و هم قائم به غیر، که منجر به تقدّم و تأخّر در ذات واحد می‌شود. سوّم: اتّحاد با ماهیّات: اگر ماهیّات با خدا متّحد باشند، ذات الهی به انباری از انواع مختلف تبدیل می‌شود که این محال است. رابعاً: تکثّر وجود: اگر ماهیّات متعدد و اصیل باشند، پس وجودات هم باید متعدد باشند، که با وحدت شخصی وجود سازگاری ندارد. در این درس به برخی از این اشکالات پاسخ داده می‌شود.

نسخه عربی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

13
  • که بالغیر مصداق حمل موجود هستند و به‌واسطۀ جعل.

  • الا أنّ الأمرَ الإنتزاعیَّ المُسمّیٰ بـ«وجودِ الممکناتِ»

  • «إلا اینکه امر انتزاعی که به او وجود ممکنات می‌گویند»

  • یعبَّرُ عنه فی هذه الطریقةِ بـ«الإنتسابِ» أو «التعلّق» أو «الرّبطِ» أو غیرُ ذلک.

  • «دراینجا از آن تعبیر به انتساب یا تعلّق یا ربط [یا غیر از اینها می‌آورند»

  • در آنجا خود آن وجود را منسوب به ممکنات می‌کنند، امّا آن نسبتش را نسبت ذاتی نمی‌دانند بلکه بالغیر می‌دانند.

  • فالقولُ بأنّ الوجودَ علیٰ هذه الطریقةِ واحدٌ حقیقیٌّ شخصیٌّ و الموجودَ کلّیٌ متعدّدٌ ـ دونَ الطّریقةِ الأخریٰ ـ لا وجهَ له ظاهراً؛

  • «[پس] قول به ‌اینکه وجود در این طریقه یک وجود واحد حقیقی شخصی است و قابل تسرّی به بقیّه نیست و موجود، کلّی متعدده است دون طریقۀ دیگر، این وجهی ندارد.»

  • بل نقولُ: لا فرقَ بینَ هذین المَذهبینِ فی أنّ موجودیةَ الأشیاءِ و وجودَها معنًی عقلیٌّ و مفهومٌ کلّیٌ شاملٌ لجمیعِ الموجوداتِ، سواءً کان ما به الوجود نفسَ الذّاتِ أو شیئًا آخرَ، 

  • «بلکه می‌گوییم: فرقی بین ‌این دو مذهب نیست در اینکه موجودیّت اشیاء و وجودش یک معنای عقلی و مفهوم کلّی است که شامل همۀ موجودات می‌شود؛ حالا فرقی نمی‌کند که مابه‌الوجود خود ذات است در خداوند متعال، یا شیء دیگر است در ممکنات»

  • ارتباطیًّا کان أو لا؛

  • «و فرقی نمی‌کند که ارتباطی باشد که ممکنات است یا غیر ارتباطی باشد که ذات باری است.»

  • فإن أطلَقَ الوجودُ علیٰ معنًی آخرَ و هو الحق القائمُ بذاتِه، لکانَ ذلک بالإشتراکِ. و سیأتیکَ تفصیلُ المذاهبَ فی موجودیّةِ الأشیاءِ.1

  • «اگر وجود اطلاق شود به یک معنای دیگری که حقی است که قائم به ذات است، این به‌واسطۀ اشتراک است امّا در مفهومش با آن تفاوت می‌کند. بعداً ما در این قضیّه بحث می‌کنیم.»

  • توجیه کلام ذوق المتألّهین و پاسخ آن

  • صحبت در این است که بنا بر تقریر مرحوم آخوند، ذوق المتألّهین قائل به وجود واحد شخصی هستند که غیر قابل تسرّی به اشیاء است و اصالت با ماهیّت است. پس چرا ما به این ماهیّات وجود می‌گوییم؟ به‌خاطر ارتباطشان است. یعنی وقتی که می‌بینیم یک قسمی‌شدند و یک نحوه‌ای شدند ما می‌گوییم: حالا وجود دارند. امّا اینکه ‌این وجود دارند، این چیست؟ در اینجا غیر از این ماهیّت و این شکل و شمایل آیا چیز دیگری هست؟ اینها قائل به ‌این نیستند، بلکه می‌گویند: خدا وجود را دربست برای خودش قرار داده و بقیّۀ افراد ماهیّت هم به‌دنبال کارشان بروند! آن‌وقت اشکالاتی که هست در اینجا وارد می‌شود. البتّه گفتیم که برخی از اشکالات قابل اندفاع است و بعضی نیست.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 71.