اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

اشکالات ملاصدرا بر نظر ذوق المتألّهین و پاسخ به آنها

0
اسفار

در این درس‌ به تبیین و پاسخ به اشکالات دیدگاه ذوق المتألهین پرداخته می‌شود. آنان قائل‌اند وجود حقیقی تنها از آن خداست و هر چیز دیگری صرفاً ماهیّاتی هستند اعتباری. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و چهارم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، اشکالاتی را که بر این نظر وارد شده است، چنین دسته‌بندی می‌کنند: اول: ابهام در جعل به ماهیّات به‌این معنیٰ که اگر خدا ماهیّات را خلق کند، ذات او باید مخزن تناقضات باشد. دوّم: مشکل تقدّم و تأخّر: اگر تنها یک وجود (خدا) باشد و ماهیّات اصیل، پس ذات خدا باید هم قائم به ذات باشد و هم قائم به غیر، که منجر به تقدّم و تأخّر در ذات واحد می‌شود. سوّم: اتّحاد با ماهیّات: اگر ماهیّات با خدا متّحد باشند، ذات الهی به انباری از انواع مختلف تبدیل می‌شود که این محال است. رابعاً: تکثّر وجود: اگر ماهیّات متعدد و اصیل باشند، پس وجودات هم باید متعدد باشند، که با وحدت شخصی وجود سازگاری ندارد. در این درس به برخی از این اشکالات پاسخ داده می‌شود.

نسخه عربی

وحدت وجود و موجود در بیان ذوق المتألّهین

10
  • فإن اعتُذِرَ

  • «امّا اگر [عذر آورده و] بگویند:»

  • تقدّم و تأخّر نداشتن ماهیّات

  • خود ماهیّات تقدّم و تأخّر ندارد ولی ارادۀ مرید که تقدّم و تأخّر دارد.

  • بأنّ التفاوتَ بحسبِ التقدّم و التأخّر لیسَ فی الوجودِ الحقیقیِّ

  • «[به اینکه تفاوت به‌حسب تقدّم و تأخّر] در وجود حقیقی نیست که در ذات باری باشد»

  • بل فی نسبتِها و ارتباطِها إلیه

  • «بلکه در نسبت آن و ارتباطش به آن وجود حقیقی است.»

  • منظور این است که در ذات خدا تقدّم و تأخّر نیست. اگر بنا باشد که تقدّم و تأخّر [در ماهیّات] باشد، باید بگوییم: پس در ذات خدا نیز تقدّم و تأخّر است.

  • بأن یکونَ نسبةُ بعضِها إلی الوجودِ الحقیقیِّ أقدمَ مِن بعضٍ آخَر.

  • «نسبت بعضی از اینها به وجود حقیقی اقدم است از بعضی دیگر.»

  • نقولُ: النسبةُ مِن حیثُ أنّها نسبةٌ أمرٌ عقلیٌّ لا تَحصُّلَ

  • «می‌گوییم: نسبت، خودش یک امر عقلی است که تحصّلی ندارد و در خارج تحقّقی ندارد»

  • و لا تفاوتَ لها فی نفسِها

  • «و فی‌نفسها در نسبت تفاوتی ندارد»

  • فقط یک ارتباط با یک فاعل است، در این ارتباط، تقدّم و تأخّر نخوابیده است.

  • بل باعتبارِ شیءٍ مِن المُنتسبَین؛

  • «بله، باید منتسبینی باشند؛»

  • منتسبین متقدّم و متأخّر هستند؛ [من‌باب‌مثال] نسبت بین زید و عمرو جلوتر از نسبت بین بکر و خالد است، این دوتا زودتر از آن هستند. یا خود زید و عمرو منتسبین هستند که نسبت تقدّم و تأخّر را به‌وجود می‌آورند، زید زودتر بوده و عمرو بعد آمده است، حالاکه عمرو بعد آمده نسبتی بین این دوتا برقرار شده است؛ این به خاطر تقدّم زید است دیگر، یعنی زید اوّل آمده و بعد عمرو آمده، و الا در خود نسبت به‌تنهایی تقدّم و تأخّر نخوابیده ‌است. نسبت یعنی ارتباط، نسبت یعنی علقه. در علقه تقدّم و تأخّر نخوابیده، در علقه فقط صرف ارتباط خوابیده است. امّا اینکه حالا علقه‌ای مقدم است، این به‌خاطر وجود است، چون زید زودتر بوده است.

  • فإذا کان المَنسوبُ الیه ذاتًا أحدیّةً

  • «اگر منسوب‌الیه ما خداوند متعال باشد و منسوب ماهیّت باشد»