
تبیین وحدت وجود و موجود
بررسی تقریر صوفیه از وحدت وجود
یکی از مباحث مهم فلسفی «وحدت وجود» و «کثرت موجودات» و آراء و انظار مختلف فلاسفه در رابطه با آن میباشد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و سوم از سلسله دروس خارج اسفار، ابتدا دیدگاه منسوب به «ذوق المتألهین» را شرح میدهند که معتقدند وجود، یک حقیقت واحد و منحصر به خداوند است و مخلوقات هیچ سهمی از آن ندارند. سپس ایشان به سراغ دیدگاه «صوفیه» یعنی «وحدت وجود و وحدت موجود» رفته و تفسیری اشتباه از آن را رد میکنند که طبق آن، همۀ عالم غیر از خدا، صرفاً خواب و خیال است. وسپس، تقریر دقیقتری ارائه میدهند که بر اساس آن، کثرت موجودات در عالم انکار نمیشود، بلکه استقلال آنها نفی میگردد. طبق این نظر، آنچه در جهان خارج میبینیم، «ماهیت»های واقعی هستند که تنها به واسطهی ارتباط و تعلقشان با آن وجود یکتا ظهور یافتهاند، نه اینکه خودشان دارای وجود باشند.
تبیین وحدت وجود و موجود
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و ذَهَبَ جماعةٌ أنّ الوجودَ الحقیقیَّ شخصٌ واحدٌ، هو ذاتُ الباری تعالیٰ؛ و الماهیّات أمورٌ حقیقیّةٌ، موجودیتُّها عبارةٌ عن انتِسابِها إلی الوجودِ الواجبیّ و ارتباطِها به تعالیٰ. فالوجودُ واحدٌ شخصیٌ عندَهم، و الموجودُ کلّیٌّ له أفرادٌ متعددةٌ و هی الموجوداتُ. و نَسَبوا هذا المذهبَ إلیٰ ذوقِ المتألّهین.1
وحدت وجود و کثرت موجود از منظر ذوق المتألهین
یک طریق و مذهب هست که نسبتش را به ذوق المتألهین میدهند و مرحوم حاجی هم این مطلب را در منظومه2 آورده بودند. و آن این است که این آقایان معتقدند که وجود یک امر حقیقی و یک واحد شخصی است که اختصاص به خداوند متعال دارد، و هیچیک از موجودات، حصّهایو از وجود ندارند؛ خدا دربست همۀ این وجود را برای خودش در کیسه کرده است! پس بقیّه چهکارهاند؟! بقیّه علاّف هستند! همۀ موجودات دیگر، ماهیّات اصیل و حقیقی هستند و واقعیّت دارند؛ منتها تا جعل به اینها تعلّق نگیرد، این ماهیّات ظهور و بروز پیدا نمیکنند.
حالا اینکه چطور اینها این حرفها را میزنند؟! والله آدم گاهیاوقات نمیفهمد که شخصی که یک مسئلهای را میگوید آیا به لوازمش هم اطّلاع دارد و به تبعات حرفش متبصّر است یا فقط همین لقلقۀ لسان است؟! درهرصورت، این آقایان قائل به وحدت وجود و کثرت موجود هستند، و موجود را هم نه بهعنوان اینکه حصّهای از وجود بدانند در ماهیّات؛ مثل ما که قائل به وجود شخصی در اعیان خارج هستیم. [منبابمثال] الآن این کتاب، یک وجود شخصی دارد و این قلم، یک وجود شخصی دارد، و وجود شخصی این با وجود شخصی آن تفاوت دارد و دوتا است. در عین اینکه اینها ماهیّت دارند و در عین اینکه ماهیّت اینها باعث امتیاز و اختلاف بین این دو شیء شده است، یک وجود شخصی دارند و این وجود شخصی باعث تحقّق این امتیاز و اختلاف است.
تبیین طریقۀ ذوقُ المتألهین دربارۀ وجود حقیقی و ماهیات
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 71.
- شرح المنظومة، ج 1، ص 362 و ج 2، ص 114.
