اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وحدت وجود و موجود

بررسی تقریر صوفیه از وحدت وجود

0
اسفار

یکی از مباحث مهم فلسفی «وحدت وجود» و «کثرت موجودات» و آراء و انظار مختلف فلاسفه در رابطه با آن می‌باشد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و سوم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، ابتدا دیدگاه منسوب به «ذوق المتألهین» را شرح می‌دهند که معتقدند وجود، یک حقیقت واحد و منحصر به خداوند است و مخلوقات هیچ سهمی از آن ندارند. سپس ایشان به سراغ دیدگاه «صوفیه» یعنی «وحدت وجود و وحدت موجود» رفته و تفسیری اشتباه از آن را رد می‌کنند که طبق آن، همۀ عالم غیر از خدا، صرفاً خواب و خیال است. وسپس، تقریر دقیق‌تری ارائه می‌دهند که بر اساس آن، کثرت موجودات در عالم انکار نمی‌شود، بلکه استقلال آن‌ها نفی می‌گردد. طبق این نظر، آنچه در جهان خارج می‌بینیم، «ماهیت»‌های واقعی هستند که تنها به واسطه‌ی ارتباط و تعلقشان با آن وجود یکتا ظهور یافته‌اند، نه اینکه خودشان دارای وجود باشند.

نسخه عربی

تبیین وحدت وجود و موجود

9
  • منظور اینها از واقعیّت وحدت شخصیّۀ وجود و وحدت موجودیّت موجود، این است که اگر ما در عالم اعیان خارج نگاه کنیم، همان‌طور که در سلسلۀ طولیّۀ علّیه، علّت را عین معلول و ظهور او می‌دانیم، همین‌طور از نقطه‌نظر سلسلۀ عرضیّه، تمام معالیل را یک وجود می‌دانیم و یک موجود می‌دانیم، إلا اینکه صور در اینجا تفاوت پیدا کرده است.

  • و قائل به مسئلۀ وحدت وجود بالأخره به این نقطه می‌رسد که باید قائل به مسئلۀ وحدت موجود باشد! نه‌اینکه اینها بگویند: ما اصلاً ترشی و شیرینی در خارج نداریم و اوهام است! می‌فهمد دهانش شیرین شده است، این را که نمی‌تواند انکار بکند، چرت و پرت هم که نمی‌خواهد بگوید! منظورش این است که این ترشی و این شیرینی، این غنم و این بقر، این جماد و این نبات، اینها موجودیّت مستقلۀ درقبال موجودیّت آن وجود واجبی ندارند، وجود همۀ اینها وجود رابط است، یعنی عینُ التعلّق است و یک وجود واحد هست که در عالم خارج به صور مختلفی درآمده است. ما اسم هر صورت را یک وجود شخصی می‌گذاریم؛ خب بگذاریم چه اشکالی دارد؟! ما اسم هر صورت را یک موجود می‌گذاریم؛ خب بگذاریم، این اشکال ندارد! موجودی که اینها در صدد ردّ و انکار آن هستند، آن موجود، موجودیّت مستقلۀ بحیاز وجود بسیط است و درقبال وجود بسیط است[استقلالاً] و به‌عنوان تکّۀ جدا شدۀ از آن وجود بسیط است. یعنی وجود بسیط یک تکّه‌اش می‌شود این و یک تکّه‌اش می‌شود آن. می‌گوید: این نیست بلکه آنچه در خارج هست وجود واحد است.

  • من‌باب‌مثال یک‌وقت شما خمیر را به‌صورت یک کاسه درمی‌آورید، این می‌شود وجود واحد. آن را در کناری می‌گذارید و همه هم می‌بینند که این یک وجود است. یک‌وقت همین خمیر را روی شانه می‌گذارید و برایش دُم و سر و... درست می‌کنید، بعد طرف می‌آید و از یک طرف نگاه می‌کند می‌گوید: این خمیر، سر است. چون نمی‌تواند طرف دیگر را ببیند بلکه فقط یک طرفش را نگاه می‌کند. شخص دیگری می‌آید و نگاه می‌کند و‌ می‌گوید: این خمیر به‌صورت دُم درآمده است. حالا پرده را کنار می‌اندازیم، می‌گوید: آن چیست که آن طرف رفته و دراز شده است؟! می‌گوییم: این همان خمیر است که این‌طور کردیم. می‌گوید: این چیست که این طرف گرد شده است؟ می‌گوییم: این هم خمیر است که این‌طور گِردش کرده‌ایم و حالا می‌خواهیم داخل تنور بگذاریم. این دراز و گرد شدن و دُم درآوردن و سر درآوردن از دید ما است. امّا کسی که یک‌مقدار دیدش قوی‌تر باشد و همۀ پرده‌ها را کنار بزند می‌گوید‌: همۀ اینها یکی‌‌اند. یعنی این و این و این، همه یک امر واحد است. یک خمیر است که صورت‌های متفاوت پیدا کرده است. اسم این را وحدت وجود و موجود می‌گذارند.