اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وحدت وجود و موجود

بررسی تقریر صوفیه از وحدت وجود

0
اسفار

یکی از مباحث مهم فلسفی «وحدت وجود» و «کثرت موجودات» و آراء و انظار مختلف فلاسفه در رابطه با آن می‌باشد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و سوم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، ابتدا دیدگاه منسوب به «ذوق المتألهین» را شرح می‌دهند که معتقدند وجود، یک حقیقت واحد و منحصر به خداوند است و مخلوقات هیچ سهمی از آن ندارند. سپس ایشان به سراغ دیدگاه «صوفیه» یعنی «وحدت وجود و وحدت موجود» رفته و تفسیری اشتباه از آن را رد می‌کنند که طبق آن، همۀ عالم غیر از خدا، صرفاً خواب و خیال است. وسپس، تقریر دقیق‌تری ارائه می‌دهند که بر اساس آن، کثرت موجودات در عالم انکار نمی‌شود، بلکه استقلال آن‌ها نفی می‌گردد. طبق این نظر، آنچه در جهان خارج می‌بینیم، «ماهیت»‌های واقعی هستند که تنها به واسطه‌ی ارتباط و تعلقشان با آن وجود یکتا ظهور یافته‌اند، نه اینکه خودشان دارای وجود باشند.

نسخه عربی

تبیین وحدت وجود و موجود

5
  • وجودی که اصلاً دارای ماهیّت نیست و اصلاً به‌طورکلّی امکان ندارد، چگونه این وجود، ماهیّت جعل می‌کند؟! وجود را که برای خودش نگه داشته و به او نمی‌دهد، پس چه چیزی به این می‌دهد؟! ماهیّت می‌دهد! می‌گوییم: این که اصلاً ماهیّت ندارد! [آیا] ذات پروردگار پنیر است؟! ذات پروردگار شلغم است؟! آیا ذات پروردگار چغندر است؟! این چیزها نیست! اینها حدود وجود است. پس اگر خداوند متعال افاضه می‌کند باید وجود شخصی افاضه کند. منتها در افاضۀ وجود شخصی، چون این وجود شخصی دارای مراتب تشکیکی است، شکل می‌گیرد. شما اسم این را شلغم می‌گذارید و اسم آن را هویج می‌گذارید، امّا وجود به اینها نمی‌دهد، پس چه چیزی به اینها می‌دهد؟ ماهیّت می‌دهد! ماهیّت از کجا آمد؟! کجای وجود خداوند هویج خوابیده است؟! کجای وجود خداوند چغندر خوابیده است؟! این که فقط وجود تنها است! این اشکالاتی است که بر این مطلب وارد می‌شود. اما صحبت در این است که به این طریقه می‌گویند: طریقۀ ذوقُ المتألهین.

  • دیدگاه ذوق المتألهین نسبت به وحدت وجود

  • یادمان باشد که در طریقۀ ذوق المتألهین وجود، وجود واحد است، دربست است، ربطی به هیچ‌کس ندارد، آن وجود در کیسه و صندوق است و فقط برای خدا است، بقیّۀ موجودات به اندازۀ سر سوزنی از این وجود نصیب ندارند! پس این وجودات چه هستند؟ آیا امور اعتباری هستند؟ نه‌خیر، امور حقیقی هستند! ما می‌بینیم که اگر کلنگ را بر سر بزنیم سر می‌شکند! پس امور حقیقی است و اعتباری نیست! حالا مرتّب بر سر بزن و بگو اینها اعتباری است!! مسئله‌ای نیست، یکی دیگر هم بر سرت بزن!! خلاصه، اینها امور حقیقی است. امور حقیقی یعنی چیزی است که [مثلاً اگر انسان آن را به خودش بزند] دردش می‌آید! [یا مثلاً] امور حقیقی چیزی است که آدم [از آن] خوشش می‌آید! اینها امور حقیقی است، ولی خیال‌ [یعنی امور خیالی یا اعتباری] چیزی نیست [تا اینکه] این‌گونه [اثر داشته] باشد.