
فهم حقیقت وجود
تحلیل فلسفی ادراک وجود از رهگذر تشکیک در وجود و وحدت شخصی وجود
این درس به تحلیل اصل سنخیّت ادراکِ وجودات عینی و خفاء واجبالوجود میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و دوم از سلسله دروس خارج اسفار، در گام اول عدم امکان حصولی وجود را مطرح کرده و سپس به تبیین چرایی عدم ادراک مستقیم خداوند در عالم امکان میپردازند. ثانیاً با استفاده از مباحثی چون تشکیک در وجود، سنخیت میان مُدرِک و مُدرَک، و وحدت شخصیّه وجود، دربارۀ علت عدم فهم حصولی خداوند بحثی مهم و کلیدی انجام میدهند. استاد در بخش دیگری از این جلسه، تبیینی قرآنی و عرفانی از تعینات و کثرات این عالم ارائه داده و برای فهم بهتر این مطلب، تمثیلی را بیان میکنند. در پایان، استاد متن درس را تطبیق میفرمایند.
فهم حقیقت وجود
3کشف سرّ، بدترین گناه در سیر و سلوک
لذا بزرگان و پیغمبران با افراد، در سطح خودشان صحبت میکردند؛ «نحنُ معاشرَ الانبیاء اُمِرنا أن نُکَلِّمَ النّاسَ علیٰ قَدرِ عُقولِهِم»1 معنایش این است که یعنی سطح و رتبۀ بین ما و مردم بهنحوی است که اگر بخواهیم خارج از رتبۀ مردم با آنها صحبت کنیم، نهتنها نمیفهمند که امکان ندارد بفمند، بلکه قاطی هم میکنند و آنچه را که دارند آنها را هم از دست میدهند و نمیتوانند تحمّل کنند! لذا میگویند که کشف سِرّ، بدترین و گناهدارترین چیزی است که در راه و در سیر برای انسان ثبت میشود و بهحساب میآورند. کشف سِرّ یعنی اِخبار از یک رتبه و مرحلهای که شخص به آن مرحله نرسیده و توان ادراک و فهم این رتبه را ندارد و شما با بیان این مطلب او را دچار اشتباه میکنید و برای او، مشکل بهوجود میآورید. این لازمۀ این جهت است.
تشکیک، علت اصلیِ تعیّنات و کثرات
لذا این قضیّه از ناحیۀ ما است نه از ناحیۀ او. از ناحیۀ او، آن شدّت نوریّه، همۀ تعینّات را گرفته است، و اصلاً تعیّنی نیست إلا اینکه بهواسطۀ نفس تشکیک در نور برای انسان پیدا میشود. همۀ تعینّات بهواسطۀ این است. یعنی نفس تشکّک و تشکیک در نور و در وجود، موجب این تعینّات و مراتب خواهد بود. همانطور که نور در هر مرتبهای یک شدّت نوریّه دارد تا اینکه به ما برسد، همینطور مراتب وجود، دارای اختلاف تعیّن و مرتبه هستند تا اینکه به مرتبۀ بسیط الحقیقه برسد که مرتبهاش از همۀ آن عوالم پایینتر است؛ ولی نهاینکه چیز دیگری آمده ضمیمه شده و داخل در این حقیقت وجود و حقیقت نوریّه شده و از ترکیب و مونتاژ این دو، این تعیّن در خارج پیدا شده باشد. نهخیر، غیر از حقیقت وجود و غیر از حقیقت نوریّه چیز دیگری [نیست]، و عدم محض و عدم مطلق است!
تبیین قرآنی و عرفانی تعینات و کثرات
- اصول کافی، ج 1، ص 23؛ بحار الأنوار طبع کمپانی، جلد هفدهم (روضه) ص 41 از تحف العقول آورده است که:
قال رسول الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: «إنّا مَعاشِرَ الانبیاءِ امِرْنا أن نُکَلِّمَ النّاسَ علیٰ قَدرِ عُقولِهِم» محاسن برقی، ج 1، ص 195، با إسناد خود از سلیمان بن جعفر بن إبراهیم الجعفری مرفوعاً روایت کرده است که:
قال رسول الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ [وَ سَلَّمَ]: «إنّا مَعاشِرَ الانبیاءِ نُکَلِّمُ النّاسَ علیٰ قَدرِ عُقولِهِم».
- اصول کافی، ج 1، ص 23؛ بحار الأنوار طبع کمپانی، جلد هفدهم (روضه) ص 41 از تحف العقول آورده است که:
