اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فهم حقیقت وجود

تحلیل فلسفی ادراک وجود از رهگذر تشکیک در وجود و وحدت شخصی وجود

0
اسفار

این درس به تحلیل اصل سنخیّت ادراکِ وجودات عینی و خفاء واجب‌الوجود می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و دوم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، در گام اول عدم امکان حصولی وجود را مطرح کرده و سپس به تبیین چرایی عدم ادراک مستقیم خداوند در عالم امکان می‌پردازند. ثانیاً با استفاده از مباحثی چون تشکیک در وجود، سنخیت میان مُدرِک و مُدرَک، و وحدت شخصیّه وجود، دربارۀ علت عدم فهم حصولی خداوند بحثی مهم و کلیدی انجام می‌دهند. استاد در بخش دیگری از این جلسه، تبیینی قرآنی و عرفانی از تعینات و کثرات این عالم ارائه داده و برای فهم بهتر این مطلب، تمثیلی را بیان می‌کنند. در پایان، استاد متن درس را تطبیق می‌فرمایند.

نسخه عربی

فهم حقیقت وجود

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • نحوۀ فهم حقایق نوریّه و وجودیّه

  • بحث ایشان در امروز دنبالۀ همان بحث قبلی است و آن اینکه در شناخت و معرفت باید ملتزم به سنخیّت باشیم و اینکه در هر مرتبه‌ای از مراتب ادراک، یک مابإزائی را اقتضاء می‌کند که آن مابإزاء عبارت است از تساوی رتبی بین مُدرِک و مُدرَک که به جهت آن تساوی، آن ادراک حاصل می‌شود. همان‌طوری‌که من‌باب‌مثال، اگر ما در بیابانی باشیم، در حدّی می‌توانیم از جوانب خود مطّلع بشویم که از نقطه‌نظر سطح در یک سطح مساوی قرار گرفته باشیم. امّا اگر در مقابل ما تپّه‌ای باشد، ارتفاعی باشد، اطّلاع بر پشت آن تپّه یا ارتفاع حاصل نمی‌شود مگر اینکه ما از آن تپّه بالا برویم و بتوانیم اشراف پیدا کنیم بر آنچه در پشت و ماوراء آنجا قرار دارد.

  • شکّی نیست در اینکه آن حقیقت نوریّه و آن واقعیّت وجودیّه‌ای که مبدأ همۀ انوار و منشأ همۀ موجودات است، هیچ‌گونه شائبه‌ای از کثرت و امکان ندارد؛ بلکه به‌واسطۀ تنزّل آن حقیقت نوریّه و آن وجود در عوالم امکان، یک نوع اختلاط و آمیزشی با ابتعادی که آن ابتعاد لازمۀ تنزّل وجود در عالم کثرت است پیدا می‌شود و به‌واسطۀ آن ابتعاد و به‌واسطۀ‌آن تنزّل است که انسان به آنچه در سطح او و هم‌رتبۀ با او قرار دارد اطّلاع پیدا می‌کند، و امکان ندارد نسبت به آنچه مافوق او است اطّلاع پیدا بکند، چون از نقطه‌نظر سعۀ وجودیّه و سعۀ نوریّه در آن سطح نخواهد بود و فرقی نمی‌کند.

  • کسی که درس نخوانده، نمی‌تواند از منویّات و افکار یک دانشمند که در کنار او نشسته است اطّلاع پیدا بکند. آنچه را که او می‌بیند فقط شکل و شمایل است که به‌واسطۀ چشم و گوش و حواسّ ظاهر اطّلاع پیدا می‌کند یا به‌واسطۀ آن چیزهای دیگری که در خودش هم هست، تا حدودی مطّلع می‌شود، [مثل‌اینکه] از غرائزی که در خودش هست می‌بیند در او هم هست. امّا امکان ندارد از آنچه این دانشمند به آن دسترسی پیدا کرده و به آن مطالب رسیده است مطّلع بشود، هزار سال هم بنشیند فکر بکند مطّلع نمی‌شود! این [امر] برای این است که او در مرحله‌ای است که اصلاً نمی‌شود و امکان ندارد که شخصی که هنوز وارد این مرحله نشده به این دسترسی پیدا کند! هرچه هم بخواهیم به او تفهیم کنیم نمی‌شود! و هرچه‌که بخواهیم قضیّه را برای او روشن کنیم نمی‌شود! یک برداشت دیگری می‌کند و یک طور دیگری می‌فهمد.