
فهم حقیقت وجود
تحلیل فلسفی ادراک وجود از رهگذر تشکیک در وجود و وحدت شخصی وجود
این درس به تحلیل اصل سنخیّت ادراکِ وجودات عینی و خفاء واجبالوجود میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و دوم از سلسله دروس خارج اسفار، در گام اول عدم امکان حصولی وجود را مطرح کرده و سپس به تبیین چرایی عدم ادراک مستقیم خداوند در عالم امکان میپردازند. ثانیاً با استفاده از مباحثی چون تشکیک در وجود، سنخیت میان مُدرِک و مُدرَک، و وحدت شخصیّه وجود، دربارۀ علت عدم فهم حصولی خداوند بحثی مهم و کلیدی انجام میدهند. استاد در بخش دیگری از این جلسه، تبیینی قرآنی و عرفانی از تعینات و کثرات این عالم ارائه داده و برای فهم بهتر این مطلب، تمثیلی را بیان میکنند. در پایان، استاد متن درس را تطبیق میفرمایند.
فهم حقیقت وجود
14لا أنّها أمورٌ مستقلّةٌ و ذواتٌ منفصلةٌ، و لیکن عندَک حکایةُ هذا المطلبِ إلی أن یرِدَ علیک برهانُه، و انتَظِرَه مُفَتّشًا.1
«[نهاینکه موجودات امور مستقلّی هستند و ذاتهای جدای از هم [دارند]. ولی باید حکایت این مطلب در نزدت باشد تا اینکه برهان آن بر تو بیاید و جستجوگرانه منتظر آن باش.]»
تلمیذ: آیا ﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾2 وحدت موجود را می رساند؟
استاد: بله، وحدت وجود و موجود است.
تلمیذ: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾3 این ﴿أَحَدٌ﴾ به چه نحوی است برای ﴿ٱللَهُ﴾؟ یعنی ﴿ٱللَهُ﴾ همان مقام احدیّت است؟ ﴿هُوَ﴾ هم مرجعش به ﴿ٱللَهُ﴾ برمیگردد؟
استاد: نه، در اینجا اوّل آمده گفته: ﴿هُوَ﴾، بعد گفته: ﴿ٱللَهُ﴾، بعد آمده برای این ﴿هُوَ﴾، احدیّت ثابت کرده است. یعنی ﴿هُوَ﴾ در عین اینکه هو است، درعینحال حائز همۀ مراتب کمالیّه هم هست، چون ﴿ٱللَهُ﴾ اسم جامع جمیع صفات کمالیّه است. پس ﴿هُوَ﴾ بهواسطۀ هوهویّتش منافات و مزاحمتی با حیازت همۀ مراتب اسماء کمالیّه ندارد. و ﴿ٱللَهُ﴾ با حفظ و تحفّظ بر همۀ مراتب اسماء و صفات جمالیّه و جلالیّه منافاتی با احدیّت ندارد. یعنی در اینجا مقام وحدت که هو هویّت است در کثرت که ﴿ٱللَهُ﴾ است، و کثرت در وحدت است که احدیّت است؛ ﴿هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾. این دو، هیچ منافاتی با همدیگر ندارند. یعنی ﴿هُوَ﴾ همان ﴿ٱللَهُ﴾ است و ﴿ٱللَهُ﴾ هم همان ﴿هُوَ﴾ است، یعنی ناشی از ﴿هُوَ﴾ میشود، و لازمۀ ﴿هُوَ﴾ احدیّت است. پس ﴿ٱللَهُ﴾ هم همان احدیّت است.
تلمیذ:...؟
استاد: نه، احدیّت منشأ و ریشۀ ربوبیّت است. تا احدیّت و هوهویّتی نباشد ربوبیّتی نیست. ربوبیّت یعنی مراتب تعینّات، مراتب تکمیل، مراتب تربیت، مراتب خلق، مراتب انشاء، مراتب ایجاد، سیر صعود و نزول. صعود را میگویند ربوبیّت، یعنی انسان که از آن مقام پایین میآید در این دنیا و بعد برمیگردد، ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾4 یعنی مقام ربوبیّت. ﴿رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾5 این معنای ربوبیّت است. اعطاء، تنزّل از مقام بسیط الحقیقه و نزول در کثرت و دوباره برگشتن به همان مقام وحدت است. ﴿رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾ این میشود ربوبیّت و این از مراتب هو هویّت است و مسلّم است که پایینتر است.
- الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 70 و 71.
- سوره اخلاص(112) آیه3. الله شناسی، ج 2، ص217:
«نزائیده است و زائیده نشده است.» - سوره اخلاص(112) آیه1. الله شناسی، ج2، ص217:
«بگو: اوست الله احد.» - . سوره بقره(2) آیه156. الله شناسی، ج3، ص198:
«تحقیقاً ما همگی مِلک طلق خدا هستیم، و تحقیقاً ما همگی بهسوی وی رجعت مینماییم.» - . سوره طه(20) آیه50. الله شناسی، ج3، ص108:
«پروردگار ما آن کسی است که به هر چیز، مقدار ظرفیّت و هویّتش و استعدادش را در جهان آفرینش عطا کرده است، و سپس آن را در راه و مسیر کمال وجودی خود به راه انداخته و بدان سمت هدایت نموده است.»
