
فهم حقیقت وجود
تحلیل فلسفی ادراک وجود از رهگذر تشکیک در وجود و وحدت شخصی وجود
این درس به تحلیل اصل سنخیّت ادراکِ وجودات عینی و خفاء واجبالوجود میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و دوم از سلسله دروس خارج اسفار، در گام اول عدم امکان حصولی وجود را مطرح کرده و سپس به تبیین چرایی عدم ادراک مستقیم خداوند در عالم امکان میپردازند. ثانیاً با استفاده از مباحثی چون تشکیک در وجود، سنخیت میان مُدرِک و مُدرَک، و وحدت شخصیّه وجود، دربارۀ علت عدم فهم حصولی خداوند بحثی مهم و کلیدی انجام میدهند. استاد در بخش دیگری از این جلسه، تبیینی قرآنی و عرفانی از تعینات و کثرات این عالم ارائه داده و برای فهم بهتر این مطلب، تمثیلی را بیان میکنند. در پایان، استاد متن درس را تطبیق میفرمایند.
فهم حقیقت وجود
9و ممّا یجِبُ أن یحَقَّقَ أنّه
«از آن چیزهایی که باید تحقیق شود این است کهن
و إن لم یکن بینَ الوجوداتِ اختلافٌ بذواتِها
«و اگرچه بین وجودات اختلافی بذواته نیست»
إلّا بما ذَکَرناهُ مِن الکمالِ و النّقصِ و التقدّمِ و التأخّرِ و الظّهورِ و الخفاءِ
«مگر آنچه ذکر شده که عبارت است از کمال و نقص و تقدّم و تأخّر و ظهور و خفاء»
لکن یلزِمُها بحسبِ کلِّ مرتبةٍ مِن المراتبِ أوصافٌ معینةٌ
«لکن بهحسب هر مرتبهای از مراتب، بالأخره اوصافی بر این وجودات و ظهورات بار میشود»
و نعوتٌ خاصّةٌ امکانیّةٌ، هی المسماةُ بـ«الماهیّات» عندَ الحکماءِ
«و یک نعوت خاصّۀ امکانیّهای که حکماء به آن ماهیّات میگویند.»
در هر مرتبهای اوصافی پیدا میشود، شدّت و ضعفی پیدا میشود، نعوتی پیدا میشود که اگر ما آنها را با هم جمع کنیم، این میشود ماهیّت این شخص. اسم خصوصیّاتِ ذاتیِ این مرتبه، ماهیّت است.
و بـ«الأعیانِ الثابتةِ» عندَ أربابِ الکشفِ مِن الصّوفیةِ و العرفاءِ.
«و نزد ارباب کشف از صوفیه و عرفاء اعیان ثابته است.»
چیستیِ اعیان ثابته
عین ثابت یعنی آن هویّتی که آن هویّت در آن رتبه، تحقّق پیدا کرده است. غنم الآن رتبهاش همین مقدار است، بقر رتبهاش اینقدر است، انسان رتبهاش اینقدر است و جماد و نبات رتبهاش اینقدر است. به اینها اعیان ثابته میگویند. اعیان ثابته عبارت است از آن ذاتی که وقتی آن نور تجلّی میکند، قابل اشاره است و ما میتوانیم بگوییم: این زید است، این عمرو است. به این هویّتها میگوییم: اعیان ثابته که اگر آن مرتبه و هویّت را برداریم دیگر چیزی باقی نمیماند.
فانظُر إلیٰ مراتبِ أنوارِ الشّمسِ الّتی هی مثالُ اللهِ فی عالمِ المحسوساتِ
«[شما] به مراتب انوار شمس نگاه کن که این همان آیات و نشانههای خدا است [در عالم محسوسات]»
شما به مراتب شمس نگاه کنید خدا را میتوانید پیدا کنید.
کیف انصَبَغَتْ بصَبَغِ ألوانِ الزُّجاجاتِ
«که چگونه رنگ میگیرد به رنگ انواع و اقسام شیشهها»
و فی أنفسِها لا لونَ لها و لا تفاوتَ فیها إلّا بشدّةِ اللّمعانِ و نقصِها.
