
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)
تطبیق متن کتاب شریف اسفار
این درس به بررسی یکی از بنیادیترین مباحث حکمت متعالیه، یعنی «اصالت وجود» و پیامدهای عمیق آن میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و یکم از سلسله دروس خارج اسفار، محور اصلی بحث را بر اثبات این قرار دادهاند که تنها وجود است که حقیقت عینی و اصیل دارد و ماهیّات، اموری اعتباری و فاقد استقلال هستند. طلاب در این درس، با مفاهیم کلیدی همچون وحدت و کثرت وجود، تشکیک در مراتب وجود، رابطۀ حقیقی وجود و ماهیّت در قالب «اتّحاد»، و نقش وجود به عنوان اصل و مبنای ظهور و تجلّی عالم آشنا خواهند شد. این مباحث، زمینه لازم را برای درک عمیقتر فلسفه اسلامی و عرفان نظری فراهم میکند.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)
9که بعضیها قائل به تقرر ماهیّات قبل از جعل شدهاند، ایشان میگویند: اصلاً تقرری معنا ندارد، ثبوتی معنا ندارد؛ وجود باشد ماهیّت هست، وجود نباشد ماهیّت، عدم است. همین است دیگر!
کما قیل فی الفارسی:
«[ همانطور که در فارسی گفته شده است: ]»
سیهرویی ز ممکن در دو عالم *** جدا هرگز نشد والله اعلم»1 سیهرویی یعنی همان افتقار و امکان ذاتی که تعلّق میگیرد به معالیل، ماسویالله تعالی، هرچه میخواهد باشد، در هر مرتبهای و در هر عالمی، هرچه که اسم ماهیّت بر آن اطلاق بشود، سیهرویی و سواد ظلمت امکان، ذاتی آن است و لازمۀ ذاتی آن است در دو عالم؛ هم نشئۀ دنیا و هم نشئۀ آخرت، هم نشئۀ عالم شهادت و هم نشئۀ عالم غیب، هم نشئۀ ظاهر و هم نشئۀ باطن. همۀ آنها ماهیّات دارند دیگر، هیچ فرق نمیکند! وقتی که شما وجود بسیط و حقیقة الوجود را بردارید، عدم همهجا را میگیرد، و وقتی که جعل تعلّق بگیرد همه درست میشوند. پس ارتباط بین ظهور و خفا، فقط همان ربط است و همان تعلّق و مشیّت حق به ایجاد خلائق است.
ترجمةٌ: لقولِه علیه السّلام: «الفقرُ سوادُ الوجهِ فی الدّارین»2.
«[آن شعر فارسی ترجمۀ فرمایش امام علیه السّلام است که: ] فقر و امکان ذاتی و احتیاج ذاتی، سیاهیِ روی در دو عالم است.»
یعنی وجه همۀ اشیاء در دو عالم، همۀ اینها سیاهرو هستند، وقتی که نور وجود بر اینها بخورد اینها سفید میشوند، اینها نشان داده میشوند، خودشان را نشان میدهند، و همه اینها را میبینند. شما وقتی که نصفشب وارد یک اطاق تاریک میشوید هیچ چیزی را نمیبینید، با اینکه ممکن است ده نفر در این اطاق باشند، همه جور آدم در این اطاق باشند ولی شما آنها را نمیبینید، فایدهای هم ندارد، باید این نور بخورد تا اینکه هر کسی خودش را نشان بدهد. تا وقتی نور چراغ و لامپ نخورده است شما بین یک مطلوبۀ جمیله و یک گوریل هیچ فرقی نمیگذارید! بهخاطر اینکه نور نخورده است. چه فرقی میکند که دست بر سر این بکشی یا بر سر آن بکشی؟! چون هر دو یکی هستند!
- گلشن راز، ص 11 ـ 13.
- بحار الأنوار، ج 69، ص30. گلشن راز، ص 11 ـ 13:
سیهروئی ز ممکن در دو عالم *** جدا هرگز نشد والله أعلم سوادُ الوجه فی الدّارَین درویش *** سواد اعظم آمد بیکموبیش
