اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)

تطبیق متن کتاب شریف اسفار

0
اسفار

این درس به بررسی یکی از بنیادی‌ترین مباحث حکمت متعالیه، یعنی «اصالت وجود» و پیامدهای عمیق آن می‌پردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و یکم از سلسله دروس خارج اسفار، محور اصلی بحث را بر اثبات این قرار داده‌اند که تنها وجود است که حقیقت عینی و اصیل دارد و ماهیّات، اموری اعتباری و فاقد استقلال هستند. طلاب در این درس، با مفاهیم کلیدی همچون وحدت و کثرت وجود، تشکیک در مراتب وجود، رابطۀ حقیقی وجود و ماهیّت در قالب «اتّحاد»، و نقش وجود به عنوان اصل و مبنای ظهور و تجلّی عالم آشنا خواهند شد. این مباحث، زمینه لازم را برای درک عمیق‌تر فلسفه اسلامی و عرفان نظری فراهم می‌کند.

نسخه عربی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)

8
  • «و از مرحلۀ خفا و کمون و ابهام بیرون می‌آید.»

  • ظهور ذاتیِ وجود حقیقی

  • فالوجودُ الحقیقی ظاهرٌ بذاتِه بجمیعِ أنحاءِ الظّهورِ و مُظهرٌ لغیرِه و به یظهَرُ الماهیّات و له و معه و فیه و منه.

  • «وجود حقیقی هم خودش ظاهر بذاته است و به جمیع انحاء ظهور، ظهور دارد؛ ظهور وجودی دارد، ظهور در ماهیّت دارد، ظهور در شئونات دارد و ظهور در آثار دارد.»

  • و مظهر برای غیر خودش است، و به‌واسطۀ این وجود هم ماهیّات بیچاره شمّه‌ای از ظهور پیدا می‌کنند. و غایت برای این غیر است و با این غیر معیّت دارد و فیه هست و صورت این ماهیّات در او هست و از او است، یعنی جنبۀ مادّیاتِ این ماهیّات، همه از این وجود ناشی می‌شود.

  • و لولا ظهورُه فی ذواتِ الأکوانِ و إظهارِه لنفسِه بالذّات و لها بالعرَضِ، لما کانت ظاهرةً موجودةً بوجهٍ مِن الوجوهِ؛ بل کانت باقیةً فی حجابِ العدمِ و ظلمةِ الاختفاءِ.

  • «اگر ظهور وجود در ذوات اکوان نبود (که ماهیّات باشد و آنهایی که دارای کون و دارای اکوان هستند) و [اگر نبود] اینکه وجود خودش را ذاتاً اظهار می‌کند و ماهیّات را بالعرض اظهار می‌کند، اصلاً ذوات اکوان ظهور نداشتند و به وجهی از وجود موجود نبودند بلکه در حجاب عدم و ظلمت اختفاء همین‌طور باقی بودند.»

  • إذ قد عُلِمَ أنّها بحسبِ ذاتِها و حدودِ أنفسِها معرّاةٌ عن الوجودِ و الظّهورِ فالوجودُ و الظّهورُ یطرَأُ علیها مِن غیرِها

  • «زیرا این مطلب روشن شد که ماهیّات به‌حسب ذاتشان و حدود انفسشان و آن حدودی که دارند معرّیٰ هستند از وجود و ظهور. وجود و ظهور طارئ و عارض بر ماهیّات می‌شود از غیر این ماهیّت، یعنی از سوای این ماهیّت عارض بر این ماهیّات می‌شود.»

  • فهی فی حدودِ أنفسِها هالکاتُ الذّواتِ باطلاتُ الحقائقَ أزلًا و أبدًا، لا فی وقتٍ مِن الأوقاتِ و مرتبةٍ مِن المراتبِ

  • «پس این ماهیّات، خودشان ذوات الهالکه دارند و خودشان اصلاً قوام ندارند باطلات الحقایق حقیقتی ندارند، ازلاً و ابداً وقتی از اوقات و مرتبه‌ای از مراتب»