
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)
تطبیق متن کتاب شریف اسفار
این درس به بررسی یکی از بنیادیترین مباحث حکمت متعالیه، یعنی «اصالت وجود» و پیامدهای عمیق آن میپردازد. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاه و یکم از سلسله دروس خارج اسفار، محور اصلی بحث را بر اثبات این قرار دادهاند که تنها وجود است که حقیقت عینی و اصیل دارد و ماهیّات، اموری اعتباری و فاقد استقلال هستند. طلاب در این درس، با مفاهیم کلیدی همچون وحدت و کثرت وجود، تشکیک در مراتب وجود، رابطۀ حقیقی وجود و ماهیّت در قالب «اتّحاد»، و نقش وجود به عنوان اصل و مبنای ظهور و تجلّی عالم آشنا خواهند شد. این مباحث، زمینه لازم را برای درک عمیقتر فلسفه اسلامی و عرفان نظری فراهم میکند.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (2)
7همۀ ماهیّات یک معنای حقیقی از این را دارند و یک معنای اعتباری را؛ معنای حقیقی همانی است که متّحد با ماهیّات است و معنای انتزاعی همانی است که ما انتزاع کردیم و به معنای وجود اثباتی گفتیم.
إلاّ أنّ الانتزاعی یعرُضُ له الکلیةُ و العمومُ.
«إلا اینکه به انتزاعی کلیت و عموم عارض میشود. آن وجود انتزاعی جنبۀ کلیت دارد چون معقولات ثانیه میشود و ظرفش در ذهن است، و هرچه ظرفش در ذهن بود قابل صدق بر کثیرین است.»
تلمیذ: چگونه برای وجود دو مفهوم داریم، یک مفهوم حقیقی و یک مفهوم انتزاعی؛ درحالیکه در حقیقت یک مفهوم بیشتر نداریم و آن هم مفهوم انتزاعی است؟!
استاد: یعنی شما میخواهید اعتراض کنید که در اینجا اطلاق مفهوم صحیح نیست. بله، درست است، قدری تسامح شده است.
لکونِهِ أمرًا عقلیّا مِن المفهوماتِ الشّاملةِ کالشّیئیةِ و المعلومیةِ و الإمکانِ العامِّ و أشباهِها؛ بخلافِ الحقیقی
«چون یک امر عقلی است از مفهوماتی که شامل میشود، مثل شیئیت و معلومیت و یا امکان عام است، و همۀ اینها عام هستند و همۀ اینها را شامل میشوند و اینها جزء مفاهیم ثانویه هستند؛ بهخلاف مفهوم حقیقی»
بهعبارتدیگر مفهوم در اینجا خواسته آن واقعیت را بگوید؛ آنکه مرآت برای مصداق خارجی است.
لأنّه محضُ التحقّقِ العینی و صِرفُ التشخّص و التعیّن مِن دونِ الحاجةِ إلی مخصّصٍ و معینٍ، بل بانضمامِه إلی کلِّ ماهیةٍ یحصُلُ لها الامتیازُ و التّحصلُ
«چون آن حقیقی از وجود عبارت است از تحقق عینی خارجی و صرف تشخّص و تعیّن که حاجتی به مخصّص غیر از خودش ندارد. وقتی که این وجود آمد کَلّ [و سوار] بر ماهیّتی شد، تازه برای این ماهیّت، امتیاز و تحصّل پیدا میشود.»
آن ماهیّت بیچارهای که اصلاً حظّی از وجود نداشت و عدم محض بود، یکدفعه وجود آمد و سوار بر آن شد و ماهیّت هم موجوده شد و ماهیّت را هم حالا دیگر همه میبینند.
و یخرُجُ مِن الخفاءِ و الإبهامِ و الکمونِ.
