اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)

و اوصاف وجود

0
اسفار

در این درس به بررسی تفاوت‌های مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم‌ از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح می‌دهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت به‌لحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونه‌ای متحدند و نمی‌توان آن‌ها را به‌طور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید می‌کنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود می‌باشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.

نسخه عربی

ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)

8
  • پس بنابراین، همین‌که شما گفتید: علم، آمدید این را یک مصداقی تصوّر کرده‌اید و مفهومی را از این مصداق انتزاع کرده‌اید، «العِلمُ هو ظهورُ الشیء امّا ظهورُ شیءٍ لشیءٍ أو ظهورُ شیءٍ لنفسِه» اسم این تعریف را علم می‌گذاریم. القدرةُ ما هو؟ الحیاةُ ما هو؟ برای اینها تعریف می‌آوریم. «القدرةُ لیس ظهورُ شیءٍ لشیءٍ و لیس ظهورُ الشیءِ، القدرةُ بمعنیٰ الإقتدار، بمعنیٰ الإبراز، بمعنیٰ الأثر» این به‌معنای قدرت است. «الحیاةُ بمعنیٰ البقاءِ» و امثال‌ذلک. البتّه باید تعریف صحیح و دقیقی را در اینجا اخذ کنیم. ولی ظهورُ الشیء به معنای قدرت و حیات نیست. بله، علم و قدرت معلولِ برای حیات هستند و تا شیئی حیّ نباشد، عالم به خود و قادر بر خود یا بر آثار خود نخواهد بود. ولی این غیر از این است که بگوییم: اینها مصداقاً سه‌تا هستند.

  • عرض بنده در مقام اختلافِ ماهوی و ذاتی بین اسماء و ذات در اینجا است که همین‌که شما اسم علم را در اینجا می‌آورید نمی‌توانید آن را با قدرت یکی بدانید، [چون] این در مقام بروز و اثبات است و در مقام ظهور و اظهار است. امّا صحبت در این است که این سه اسمی که در اینجا هستند معلول چه هستند؟ آیا اینها قائم به نفس‌ هستند یا قائم به ذات هستند؟ می‌گوییم: قائم به ذات‌ هستند. وقتی که قائم به ذات‌ بودند یعنی معلول برای ذات هستند و در مقام معلولیّت، این دیگر عین ذات است. عین ذات ‌است یعنی دیگر در آنجا اسمی نیست، یعنی دیگر در آنجا علمی و قدرتی و حیاتی نیست؛ ذات است و بس! یعنی ذات در آنجا دیگر یک مفهوم و یک مصداق بسیطی است که دیگر نمی‌توانیم بگوییم در آنجا ذات با علم یکی است و ذات با قدرت یکی است و ذات با حیات یکی است. در آنجا فقط ذات است و بس! در آنجا دیگر نه علمی هست و نه حیاتی هست و نه قدرتی.