
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
و اوصاف وجود
در این درس به بررسی تفاوتهای مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح میدهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت بهلحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونهای متحدند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید میکنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود میباشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
21تفاوت نحوۀ وجود عوارض و ماهیّت
تلمیذ: عوارض هم همینطور است؛ عوارض کم و کیف و اضافه و مقوله و أین و... ، همۀ اینها اعتباری است درحالیکه ما قبلاً بحث کردیم که عارض بودن ماهیّات غیر از عارض بودن مقولات است.
استاد: ببینید اعتباری از این نقطهنظر است که وجودش به وجود موضوع است. این منظور است و این معنای اعتباریّت است؛ ولی معنای تأصّل [فرق میکند.] یعنی در اینجا خلطی بین اعتباریّت و عروض شده است. در مادّه، ما جوهر و عرض داریم، این جوهر و عرض دو امر حقیقی و واقعی هستند؛ منتها یکی قائم به دیگری است. قیام به دیگری آن را از حقیقی بودن خارج نمیکند. حقیقی است منتها قائم به او است. وجود لنفسهاش همان وجود لغیره است. امّا در مادّۀ وجود لنفسه همان وجود بنفسه و لنفسه است؛ منتها بغیره است که همان وجود واجب بالغیر میشود. درهرصورت عرض، اعتباری است؛ نه اینکه اعتباری است به معنای ماهیّت یا امر عدمیست. بلکه یعنی وجودی در خارج غیر از وجود موضوع ندارد و به آن میگوییم: امر عرضی و اعتباری. یعنی اگر این عرض بخواهد در خارج وجود پیدا کند، این عرض در این کتاب هست. اگر شما قرطاسیّت را که موضوع است از این کتاب بگیرید دیگر جایی برای خط نمیماند که خود را ظاهر و بارز بکند. اگر شما قرطاسیّت را از این بگیرید دیگر لونی برای این موضوع باقی نمیماند.
این فرق میکند در اینجا با اینکه ما بگوییم: ماهیّات امور اعتباری هستند. اینکه میگوییم: ماهیّات امر اعتباری هستند، معنایش این است که ماهیّت یعنی حدود تشکّل وجود که وجود به آن شکل درمیآید؛ اسم این را ماهیّت میگذاریم. این اضافۀ تشکّل به وجود، به معنای تقیّد وجود است؛ یعنی وجود قید پیدا میکند. خودش برای خودش قید پیدا کرده و از جای دیگری این قید را نیاورده است؛ ما اسم آن قید را که خودش برای خودش پیدا کرده ماهیّت میگذاریم و آن میشود امر اعتباری.
