
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
و اوصاف وجود
در این درس به بررسی تفاوتهای مفهومی وجود و ماهیّت در فلسفه اسلامی پرداخته میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه پنجاهم از سلسله دروس خارج اسفار، توضیح میدهند که از دیدگاه فلسفی، وجود و ماهیّت بهلحاظ مفهومی با یکدیگر تغایر دارند، ولی در عین حال در واقعیت خارج از ذهن، این دو تغایری نداشته و بلکه به گونهای متحدند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از یکدیگر جدا نمود. ایشان با تمثیل به نفس انسان و افعال او، نحوۀ بساطت وجود و اوصاف آن را تبیین نموده و تأکید میکنند ظهورات متنوع، لازمۀ بساطت وجود میباشد. در بخش دیگری از این جلسه به معنای اعتباریت و نیز دیدگاه عرفاء نسبت به وجود و ماهیت پرداخته شده است.
ترکیب اتّحادی وجود و ماهیّت (1)
16تلمیذ: خمیر هم اعتباری است.
استاد: ما هم همین را میگوییم، ما میگوییم الآن دو امر حقیقی داریم، آرد و آب که با چشممان میبینیم، آیا شکل اینها شکل خمیر است؟ شکلش شکل خمیر نیست، چون آب اصلاً بیرنگ است، کاسۀ آب را بیرنگ میبینید و آرد را هم سفید میبینید، ولی [وقتی که] همین آرد را با آب قاطی میکنید میبینید که خمیر نیممتر کش میآید درحالیکه آرد را قبلاً برمیداشتید کش نمیآمد، آب را برمیداشتید کش نمیآمد! نگاه به آن میکنید و میبینید در اینجا یک امر حقیقی وجود دارد که آن مخلوط و ممتزج بین آرد و آب است. یک امر اعتباری از اینجا بهوجود آمد که نبود و آن امر اعتباریای که نبود چیست؟ این ماهیّت جدیدی است که خمیریّت [نام دارد] این الان بهوجود آمده [که] نبود، این از کجا بهوجود آمده است؟ باز از همین آرد بهوجود آمده است نه از جای دیگر. یعنی نهاینکه ما از یک جای دیگری آرد را بیاوریم و از جای دیگر آب را بیاوریم و دست بیندازیم و از یک عالم دیگر خمیریّت را هم بیاوریم و به این اضافه کنیم! نه، این دیگر خمیریّت نمیخواهد! بلکه همین جعل ترکیبی که به آرد و آب تعلّق گرفت، این جعل ترکیبی اعتبار را بهوجود آورد که آن اعتبار میشود خمیریّت.
تلمیذ: پس ما باید آن قانون را یک تخصیص و یک تبصره بزنیم!
استاد: ابداً!
تلمیذ: پس با این جعلی که شما فرمودید میتوان گفت: اصالت با جعل است نه ماهیّت.
استاد: این در مقام تحقّق است جان من. من در اینجا آمدم مثال بزنم بگویم که این خمیر از دو امر حقیقی مرکّب شده است نه ماهیّت و مثل انسانی که یک امر است و جعل، جعل بسیط است و تعلّق گرفته است. ما در عالم خارج از باب تشبیه و تقریب داریم مثال میزنیم. چون برای تقریب ذهن، مشکل است که بتوانیم از راه جعل بسیط مطلب را اثبات کنیم لذا از راه جعل مرکّب اثبات میکنیم و میگوییم: آیا شما در خارج خمیری الان دارید؟! خمیر نداریم! پس این خمیر از کجا آمد؟! ما دو چیز داشتیم، یک آرد اینجا داشتیم، یک آب اینجا داشتیم و یک زور بازو؛ این آرد را برداشتیم گذاشتیم اینجا و آب را هم روی آن ریختیم و شروع کردیم به زدن [تا اینکه] این تبدیل به یک ماهیّت جدیدی شد که قبلاً نبوده است، این ماهیّت جدید را میگوییم: اعتبار. بهخاطر اینکه آنچه ما دیدیم یک آرد بود و یک آب، این ماهیّت جدید میشود اعتبار. اشکال شما الآن کجاست؟
