اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود

0
اسفار

در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه می‌کنند. ایشان در ادامه می‌فرمایند: آنچه در دنیا می‌بینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودن‌شان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آن‌ها هم از بین می‌روند.

نسخه عربی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

7
  • [وجود هم] این‌طور است، یعنی گاهی‌اوقات وجود گفته می‌شود و منظور همان تحقّق اعیان خارج است؛ مانند نور که گاهی‌اوقات همان «نفسُ الحقیقةِ الخارجیّة» است که «الظاهرُ بذاتِه المظهرُ لغیره» است و گاهی‌اوقات مقصود از نور ظهور است، بودن، روشنایی داشتن، روشن کردن، نورانیّت که این معنای مصدریّت است و انتزاع از تعیّن خارجی است. ایشان می‌فرمایند:

  • وقد یطلقُ و یرادُ منه الأمرُ الحقیقی الّذی یمنَعُ طریانَ العدمِ و اللاشیئیةَ عن ذاتِه بذاتِه

  • «گاهی‌اوقات وجود اطلاق می‌شود و از او اراده می‌شود نفسُ التعیّن در الخارج، یعنی امر حقیقی‌ای که عدم را و لا شیئیّت را از ذات خودش طرد می‌کند.

  • شما هزار مرتبه هم در ذهنتان بگویید: وجود، وجود، وجود، [عدم طرد نمی‌شود!] گفت:

  • کی کند دانستن سرکنگبین***دفع صفرای نگار مه‌جبین؟!
  • باید سرکنگبین را بخوری تا صفرایت برطرف شود. اینکه بنشینی و تسبیح بیندازی و بگویی: سرکنگبین یا بگویی فلان، کار درست نمی‌شود.

  • آن امر خارجی که عدم را طرد می‌کند، وجود است. اگرچه شما مدام در ذهنتان معنای طریان عدم را بیاورید، و در منع طریان عدم، منع لاشیئیّت را بیاورید، باز تا در خارج یک چیزی نباشد شما نمی‌توانید بگویید که نیست. وقتی که در خارج بود حالا می‌گویید: دیگر نیست و کنار رفته است و «بود» به‌جای آن آمده است.

  • و عن الماهیّةِ بانضمامِه إلیها.

  • «هم بذاته طرد می‌کند عدم را عن ذاته، وهم بذاته طرد می‌کند عدم را عن الماهیّه»

  • ماهیّت معدومه را به موجوده مبدّل می‌کند.

  • و لا شبهةَ فی أنّه بملاحظةِ انضمامِ الوجودِ الإنتزاعیِ

  • «[و شبهه‌ای نیست در اینکه به] ملاحظۀ انضمام وجود انتزاعی که وجود مصدری است»

  • الّذی هو مِن المعدوماتِ إلی الماهیّة

  • «که این از معدومات خارجی [به ماهیّت است]»

  • و از موجودات ذهنی است و معدومات خارجی است چون در ارتباط انتزاع کردیم.

  • لا یمنَعُ المعدومیّةَ

  • «این منع از معدومیّت نمی‌کند»

  • بل إنّما یمنَعُ باعتبارِ ملزومِه

  • «بلکه منع می‌کند به اعتبار منتزعٌ‌منه‌اش»

  • که عبارت از وجود است.

  • و ما ینتزَعُ هو عنه بذاتِه؛ و هو الوجودُ الحقیقیّ