
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود
در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه میکنند. ایشان در ادامه میفرمایند: آنچه در دنیا میبینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودنشان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آنها هم از بین میروند.
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
6ولی یکوقت میگویید: الانسانیّةُ الموجودة، موجودیّةُ الانسانیّة، موجودیّةُ البقر، موجودیّةُ الغنم، این موجودیّت بقر، بودن بقر، بودن [در ذهن] که بود. پس اینکه میگویید: بودن بقر یعنی شما آمدهاید و دست بر روی خارج انداختهاید؛ دست انداختن روی خارج یعنی چه؟ یعنی عین خارجی.
تلمیذ: با فرض عدم وجود و اینکه در خارج نباشد نمیتوانیم بودن غنم و موجودیّة الغنم را تصوّر بکنیم!
ارجاع معنای مصدری وجود به وجود عینی
استاد: من اصلاً کاری به خارج ندارم. اصلاً فرض کنید که غنم در عالم خارج وجود ندارد ولی میگویید: موجودیّةُ الغنم. همینکه میگویید: بودن غنم، منظورتان چیست؟ بودن غنم در خارج است ولو اینکه در خارج نباشد! نظر شما میرود روی خارج میرود؛ در ذهن که بوده است! پس معلوم میشود که تفاوت بین خارج و ذهن، تفاوت در وجود است. وجود است که خارج را محقّق میکند و اصالت میدهد و ماهیّت اعتباری میشود.
این مطلب، لُبّ کلام مرحوم آخوند در این بحث است. البتّه مطالب دیگری در اینجا دارند که آنها گفته شده است و نیازی به شرح بیشتر ندارد. البتّه به این کیفیّتی که من عرض کردم در اینجا نیست بلکه در منظومه هست، و ما نحوۀ استدلال را برگرداندیم. مرحوم حاجی میفرمایند:
کیفَ و بالکونِ عن استواءِ *** قد خَرَجَتْ قاطبةُ الأشیاءِ1 منتها این بیان زودتر به مطلب نزدیک میکند.
تطبیق متن
کذلک الوجودُ قد یطلقُ و یرادُ منه المعنیٰ الإنتزاعیِ العقلیِّ مِن المعقولاتِ الثانیّةِ
«وجود هم همینطور است؛ گاهیاوقات وجود گفته میشود و منظور همان معنای انتزاعی عقلی که از معقولات ثانی است میباشد.»
ما از همان نفس معقولیّةُ الشیء که خود وجود است و در ذهن میآید، یک مصدریّت انتزاع میکنیم که موجودیّت باشد؛ همانطور که ما از صورت ماهیّات که معقول اوّل است مصدریّت جعلی انتزاع میکنیم که میشود معقولات ثانی و امثالذلک.
و المفهوماتِ المصدریّهِ الّتی لا تحقّقَ لها فی نفسِ الأمرِ، و یسمّیٰ ب«الوجودِ الإثباتیِ».
«و مفهومات مصدریّهای که تحقّقی برای این در نفسالأمر نیست و در وعاء خارج تحقّق ندارد؛ به این وجود که معنای انتزاعی و معنای مصدری است وجود اثباتی گفته میشود.»
- شرح المنظومة، ج ۲، ص 6۳.
