اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود

0
اسفار

در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه می‌کنند. ایشان در ادامه می‌فرمایند: آنچه در دنیا می‌بینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودن‌شان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آن‌ها هم از بین می‌روند.

نسخه عربی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

4
  • انتزاع معنای مصدری از وجود، دلیلی بر اصالت آن

  • و این یکی از دلایل بسیار لطیفی است که دالّ بر اصالت الوجود است. یعنی همین که منکرین اصالت وجود و قائلین به اصالت ماهیّت در اینجا که قائل به اصالة الماهیّة هستند، باید از آن‌ها سؤال کرد: که آیا شما این معنای مصدری را که انتزاع می‌کنید، آیا از ماهیّت، معنای مصدری را انتزاع می‌کنید یا از وجودی که قائم و عارض بر ماهیّت شده است معنای مصدری را انتزاع می‌کنید؟ از کدام [‌یک انتزاع می‌کنید؟!] ماهیّت [را] که شما نمی‌توانید، معنای ماهیّت را از ماهیّت انتزاع کنید مگر اینکه آن ماهیّت را، آن معنای مصدری جعلی را در خود وعاءِ آن ماهیّت درنظر بگیرید نه از نظر تحقّق خارجی! [من‌باب‌مثال] انسان را درنظر می‌گیرید و می‌گویید: انسانیّت، بقریّت و یا غنمیّت که در اینجا ما خود غنم را به باب جعل مصدر برده‌ایم و مصدر جعلی را از او انتزاع کرده‌ایم. غنمیّت؛ یعنی ماهیّت غنم، ماهیّت غنم داشتن. [البتّه] این «داشتنی» را هم که الآن داریم می‌گوییم، داشتنِ اضافی است؛ یعنی صرف تحقّق مفهوم در وعاءِ ذهن است، نه لباس وجود به این مفهوم پوشیدن. یعنی ما این غنم و این بقر را که یک ماهیّت هستند، به مصدر جعلی می‌بریم و می‌گوییم: «الغنمیّة خیرٌ مِن الإِبلیّة» یعنی اگر غنمیّت بخواهد در خارج لباس وجود بپوشد، از إبلیّة بهتر است. یا «البیاضیّةُ خیرٌ مِن السودایّةِ فی الخارجِ لا فی الذّهن» در ذهن که فرقی نمی‌کند؛ چه شما سوادیّت را در ذهن بیاورید یا بیاضیّت را بیاورید. یعنی اگر این بیاض بخواهد لباسی در خارج بپوشد، تحقّق این بیاضیّت در خارج از سوادیّت بهتر است.

  • الآن ما در اینجا خود نفس ماهیّت را به باب جعل مصدر بردیم و از آن مصدر جعلی گرفتیم. در اینجا شما برای انتزاع این مصدر از این ماهیّت، آیا معنای وجود در ذهن شما می‌آید؟ شما وقتی که یک ماهیّت را به باب مصدر جعلی می‌برید آیا تحقّق آن هم در ذهن شما می‌آید یا نمی‌آید؟ تحقّق آن در ذهن نمی‌آید [بلکه] فقط مصدریّت که همان معنای ماهیّت اثباتی است در ذهن می‌آید. ماهیّت ثبوتی آن است که در خارج هست ولی ماهیّت اثباتیّه عبارت است از همان مصدریّت جعلی، این ماهیّت در ذهن می‌آید بدون اینکه نظری به وجود و نظری به غیر وجود داشته باشیم؛ البتّه به این معنا نه به این شکل. به غیر از این شکل مرحوم حاجی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در منظومه اشاره دارند1 منتها ما بیان را برگرداندیم و از باب مصدریّت جعلی می‌خواهیم به اصالةُ الوجود برسیم.

    1.  شرح المنظومة، ج ۲، ص ۷۲.