اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود

0
اسفار

در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه می‌کنند. ایشان در ادامه می‌فرمایند: آنچه در دنیا می‌بینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودن‌شان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آن‌ها هم از بین می‌روند.

نسخه عربی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

16
  • ما ذکَرَه الشیخُ فی إلهیّاتِ الشّفاء بقولِه:

  • «آن چیزی است که شیخ در الهیّات شفاء ذکر کرده‌اند:»

  • ایشان وجود را به دو دسته تقسیم می‌کنند: وجود واجب و وجوب بالغیر، واجب بالذّات و واجب بالغیر. و برای واجب بالغیر ماهیّت و وجودی می‌سازند و برای واجب بالذّات فقط وجود قرار می‌دهند و این را بسیط و آن را مرکّب می‌دانند، به‌این بیان:

  • «والّذی یجِبُ وجودُه بغیرِه دائمًا إن کان

  • «آن چیزی که دائماً وجودش واجبِ به غیرش می‌شود»

  • یعنی این وجوب را از غیر می‌آورد یجبُ وجودُه یعنی وجود را می‌آورد و واجب می‌شود این وجود از ناحیۀ غیر، یعنی از ناحیۀ غیر به او داده می‌شود.

  • فهو غیرُ بسیطِ الحقیقةِ 

  • «این نباید بسیط الحقیقه باشد.»

  • چرا؟

  • أنّ الّذی له باعتبارِ ذاتِه غیرُ الّذی له باعتبارِ غیرِه

  • «[چون همانا] آن چیزی که به اعتبار ذات، برای او است غیر از آن چیزی است که غیر به او داده است.»

  • آن چیزی که به اعتبار ذات، برای او است همان ماهیّت است؛ ماهیّت برای خود او است. غیر به ماهیّت، ماهیّت نمی‌دهد! ماهیّت برای خودش است. شما [اگر] تصوّر ذهنی هم از ماهیّت داشته باشید، بدون اینکه وجود خارجی داشته باشد، تصوّر ذهنی شما سر جای خودش هست ولو اینکه در خارج ماهیّتی نباشد. آن ذاتی که بذاته برای او هست و برای خودش هست و فی‌نفسِه است که همان ماهیّت است، غیر از این است که از خارج یکی درونِ جیب او می‌گذارد و به او اعطا می‌کند.آن چیست؟ آن وجود است؛

  • و هو حاصلُ الهویّةِ منهما جمیعًا فی الوجودِ

  • «آن چیزی است که هویّت آن از ماهیّت حاصل می‌شود [جمیعش در وجود است]

  • [ آن هویّت] از ماهیت و از وجودی که از کیسۀ دیگر آورده است و از جای دیگر آورده است.

  • فلذلک لا شیءَ غیرُ الواجب

  • «شیئی غیر واجب که نیست»

  • عَریٰ عن ملابسةِ ما بالقوّةِ و الإمکانِ باعتبارِ نفسِه

  • «خالی باشد از ملابسۀ بالقوّه و الامکان؛ به‌خاطر [به اعتبار ذات خودش]»