
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود
در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه میکنند. ایشان در ادامه میفرمایند: آنچه در دنیا میبینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودنشان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آنها هم از بین میروند.
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
12لمعاتُ نورِه و جمالِه و إشراقاتِ ضوئِهِ و جلالِهِ،
«همۀ اینها لمعاتِ نور و جمال و اشراقاتِ ضوء و جلال او است»
شعری هست که میفرماید:
آثار جمال تو در دیدۀ هر مؤمن *** آیات جلال تو در سینۀ هر کافر1 با چشم میتوان تشخیص داد. دیدید از چشم تشخیص میدهند که این چه کسی است و چه است؟ حالات روحانیّت افراد در چشم مشخّص میشود. و از صحبت کردن، میزان کدورت آنها مشخّص میشود. بعضیها هستند که وقتی صحبت میکنند اصلاً معلوم است که عجیب کدورت دارد! من خودم نوای شریعتی را ندیده بودم و او را نمیشناختم. در همان زمان سابق یک روز با ماشینی به جایی میرفتیم، شنیدم که یکی دارد صحبت میکند و خیلی هم زیبا صحبت میکند! از نظر فنّ خطابه خیلی قوی بود! ولی بسیار عجیب مکدّر است! اصلاً وقتی حرف میزند انگار حرف او دارد به آدم فحش میدهد و دارد به آدم ناسزا میگوید! گفتم: این کیست؟! گفت: «عجب، آقا شما نمیدانید؟! خب معلوم است که استاد دکتر شریعتی است، چطور شما خبر ندارید؟!»
«آیات جلال او در سینۀ هر کافر» یعنی کدورات افراد از صحبتهایشان روشن میشود. از صحبت انسان میفهمد، از صحبتی که یک شخص میکند حالات باطنی او مشخّص میشود که شخص چقدر کدورت دارد و چقدر لطافت دارد. همانطور که از چشم میزانِ نورانیّت و میزانِ سیر افراد مشخّص میشود که در چه وضعیّتی هستند. خیلی عجیب است!
کما سیرِدُ لک برهانُه إن شاء الله العزیزُ.
«[همانطور که اگر خداوند عزیز بخواهد بهزودی برهانش برای شما میآید.»
و الآنَ نحنُ بصددِ أنّ الوجودَ فی کلِّ شیءٍ أمرٌ حقیقیٌ سویٰ الوجودِ الانتزاعیِ الّذی هو الموجودیّةُ، سواءً کانت موجودیّةَ الوجودِ أو موجودیّةَ الماهیّة
«[و الآن در صدد این هستیم که] وجود در هر شیئی امر حقیقی است، نه وجود انتزاعی اثباتی که موجودیّت باشد. حالا فرقی نمیکند که منظور ما از موجودیّت، موجودیّت وجود باشد یا موجودیّت ماهیّت باشد»
ما برای هر دو، مصدر انتزاع میکنیم.
- دیوان شمس مغربی، غزل شماره 99:
انوار جمال توست در دیدۀ هر مؤمن *** آثار جلال توست در سینۀ هر کافر
- دیوان شمس مغربی، غزل شماره 99:
