
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود
در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت میشود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه میکنند. ایشان در ادامه میفرمایند: آنچه در دنیا میبینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودنشان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آنها هم از بین میروند.
دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود
17اینکه آن چیزی که از غیر میآورد این را ممکن بالذّات میکند. چون این ممکن بالذّات است لذا مجبور است که وجوب را از غیر برای خودش بیاورد. اگر امکان ذاتی نداشت و اگر بسیطُ الحقیقه بود و ماهیّتی نداشت تا [اینکه] وجود را از غیر بیاورد، اگر اینطور نبود پس نیازی نداشت که از خارج بیاورد. اگر امکان ذاتی نداشت و اگر در مرحلۀ قوّه نبود، وجود برای خود او بود، دیگر برای چه از غیر بیاورد؟! برای چه التماس بکند و این وجود را از ناحیۀ غیر جلب کند؟! خب از اوّل داشت دیگر!
و هو الفردُ و غیرُه زوجٌ ترکیبیٌ»1 انتهیٰ.
«آن میشود بسیط الحقیقه آن چیزی که وجود را از ناحیۀ غیر برای خودش میآورد میشود زوج ترکیبی.»
پس متوجّه شدید که چه شد؟ یعنی آن را که از خارج میآورد و به او لباس وجود و تحقّق میدهد عبارت از چیست؟ عبارت از وجود است.
فقد عُلِمَ مِن کلامِه أنّ المستفادَ مِن الفاعلِ
«از کلام ایشان اینطور متوجّه شدیم آن را که فاعل میدهد ماهیّت نیست»
أمرٌ وراءَ الماهیّةِ و معنَیٰ الوجودِ الإثباتیِّ المنتزَعِ.
«غیر از ماهیّت است و غیر از معنای وجود اثباتی منتزع است.»
و لیس المرادُ مِن قولِه:
«مراد ایشان از اینکه فرمودند:»
«و هو حاصلُ الهویّةِ منهما جمیعًا فی الوجودِ»
”و آن حاصل هویّت، یعنی تحقّق خارجی از هر دو پیدا میشود
أنّ للماهیّةِ موجودیّةٌ و للوجودِ موجودیّةٌ أخریٰ؛
«اینکه برای ماهیّت یک موجودیّتی است و برای وجود یک موجودیّت دیگری است از این هر دو پیدا میشود»
بل الموجودُ هو الوجودُ بالحقیقةِ، و الماهیّةُ متحدةٌ معه ضربًا مِن الاتّحادِ
«بلکه موجود همان وجود است به حقیقتی که از ناحیۀ غیر میآید و ماهیّت متّحد با او است؛ یک نوع از اتّحاد و ارتباط»
[منبابمثال] اتّحاد ظلّ و ذیالظل میگویند و صورة و ذیالصورة میگویند.
و لا نزاعَ لأحدٍ
«نزاعی نیست [برای هیچ کس]»
فی أنّ التمایزَ بینَ الوجودِ و الماهیّةِ إنّما هو فی الإدراکِ، لا بحسبِ العینِ.2
- الشفاء (الالهیات)، ص 47.
- الحکمة المتعالیة، ج ۱، ص 64 و 65.
