اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

تبیین نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود

0
اسفار

در این مجلس، در باب دو معنای مهم از وجود که یکی معنای مصدری و دیگری اسم مصدری است صحبت می‌شود. حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسه چهل و نهم از سلسله دروس خارج اسفار، در مورد نحوۀ انتزاع معنای مصدری از وجود عینی توضیحاتی ارائه می‌کنند. ایشان در ادامه می‌فرمایند: آنچه در دنیا می‌بینیم، وجودی وابسته و غیر مستقل دارند؛ یعنی برای بودن‌شان به یک وجود اصلی که همان خداست نیاز دارند. این موجودات، مثل نورِ منعکس شده در آینه هستند؛ خودشان چیزی ندارند و فقط بازتابی از آن وجود اصلی هستند. اگر این ارتباط قطع شود، آن‌ها هم از بین می‌روند.

نسخه عربی

دو معنای ثبوتی و اثباتیِ وجود

14
  • و لا الماهیّات المرسلةُ المبهمةُ الذواتِ

  • «ماهیّات مرسله و مبهم الذّواتی»

  • الّتی ما شَمَّت بذواتِها و فی حدودِ أنفسِها رائحةَ الوجودِ؛

  • « که اصلاً رائحۀ وجود [در ذاتشان و حدودشان] به اینها نخورده است»

  • کما سنُحَقِّقُ فی مبحثِ «الجعلِ»

  • «[کما اینکه محقّق می‌شود در مبحث جعل]»

  • در مبحث جعل می‌گوییم که اراده و مشیّت و جعل به چه می‌خورد؟ آیا به وجود می‌خورد و وجود وسیلۀ ربط است و وجود ربط است یا ماهیّت ربط است؟

  • مِن أنّ المجعولَ ـ أی أثرَ الجاعلِ و ما یترتّبُ علیه بالذّات ـ هو نحوٌ مِن الوجودِ بالجعلِ البسیطِ دونَ الماهیّةِ

  • «مجعول یعنی اثرِ جاعل، و آنکه بالذات بر اثر جاعل مترتّب می‌شود، نحوی از وجود [بسیط] است، [بدون ماهیّت]».

  • البتّه بالعرَض ماهیّات هم جعل می‌شوند. وقتی که جعل به وجود می‌خورد ماهیّات هم بالعرض جعل می‌شود. آن همان حقیقتِ مُشت‌پرکنی که در خارج تحقّق دارد وجود است؛ اسم تعیّنِ آن حقیقت را ماهیّت می‌گذاریم. پس آن بالعرَض است و این بالذّات است.

  • و کذا الجاعلُ بما هو جاعلٌ لیسَ إلّا مرتبةٌ مِن الوجودِ لا ماهیةٌ مِن الماهیّاتِ.

  • «حالا سراغِ جاعل آمدیم. [جاعل] مرتبه‌ای از وجود است و مرتبۀ اعلا است. در جاعل که کسی قائل به ماهیّت نشده است.»

  • فالغَرَضُ أنّ الموجودَ فی الخارجِ لیس مجرّدَ الماهیّات مِن دونِ الوجوداتِ العینیةِ کما توَهَّمَه أکثرُ المتأخّرین.

  • «موجودِ در خارج فقط ماهیّات نیستند، بدون وجوداتِ عینیه که خیلی‌ها این‌طور خیال کرده‌اند که وجودات عینیّه فقط امور انتزاعی هستند امّا آنچه در خارج هست ماهیّت است »

  • البتّه مردم و عوام هم همین را می‌فهمند.

  • کیف و المعنیٰ الّذی حکَموا بتقدّمِهِ علیٰ جمیعِ الاتّصافاتِ

  • «آن معنایی را که حکم کردند به تقدّمش بر جمیع اتّصافات»

  • که وجودُ الشیءِ لشیءٍ فرعُ وجودِ المثبت له.

  • و مَنعُهُ لطریانِ العدمِ لا یجوزُ أن یکونَ أمرًا عدمیًّا و منتزعًا عقلیًّا، و الأمرُ العدمیُّ الذهنیُّ الإنتزاعیُّ لا یصحُّ أن یمنَعَ الإنعدامَ و یتقدَّمُ علَی الاتّصافِ بغیرِهِ؟!

  • «و منع این برای طریان عدم که وجود شیءٍ لشیءٍ و وجود مثبت‌له باشد که همان وجود او باشد، چگونه ممکن است که این یک امر عدمی باشد و انتزاعِ عقلی باشد؟! و امر عدمیِ ذهنی انتزاعی، به خارج کاری ندارد و نمی‌تواند منعِ از اَعدام کند و مقدّم بر اتّصاف به غیر خودش شود»